نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٩
پاره اى ديگر از اشعار او ، چنين است : { در دلِ شيدا و سرگشته من نه هوس جوانى است و نه رؤياهايى كه } { شبانه ، هجوم آورند ، و نه يادِ زنان زيباروىِ نمكينِ رُخ چونان غزالانِ سپيد . } { بلكه عشق من است كه پنهان و پيدايش مى كنم نسبت به بنى هاشم ، اين بزرگْ مردان . } { به آنان كه اهل بخشش اند و در حكم و قضاوت ، از ستم به دورند . } { به هر خيرى نزديك ترند و از هر عيبى ، دورترين اند . } { با مردمان ، مهربان ترين اند در خردمندى ، خردمندترين اند . } { بهترينِ زنده و مُرده فرزندان آدم اند همگى ، از پير و پيشوايشان . }
ر . ك : رجال البرقى : ص ١٥ ، رجال الطوسى : ص ١٤٤ ش ١٥٦١ و ص ٢٧٤ ش ٣٩٦٧.
مالك اشتر
مالك بن حارث بن عبد يغوث نخعى كوفى ، معروف به اشتر ، از ياران برجسته امام على عليه السلام و از تابعيان ممتاز و شخصيتى گران مايه و بلندپايه بود. امام عليه السلام در سفارش نامه خود به مالك ، وى را با اوصاف بزرگى ستوده است . امام عليه السلام بر مرگ او افسوس خورد و درباره اش فرمود : «او براى من ، چنان بود كه من براى پيامبر خدا بودم» و آهِ غمناكى كشيد و فرمود : «خدا مالك را رحمت كند! چه مالكى! مرگش بر من ، سخت است . اگر صخره بود ، صخره اى سخت بود و اگر كوه بود ، كوهى سِتُرگ بود . گويا تكّه اى از تن من ، جدا شد» .
ر . ك : رجال البرقى : ص ٨ ، رجال الطوسى : ص ٨١ ش ٨١.