نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٨
قيس بر منبر رفت و گفت : «اى مردم ! حسين بن على ، بهترينِ خلق خدا و فرزند فاطمه ، دختر پيامبر خداست و من ، فرستاده او به نزد شما هستم . پس دعوتش را اجابت كنيد» . آن گاه ، عبيد اللّه بن زياد و پدرش را لعنت كرد و براى على بن ابى طالب عليه السلام طلبِ آمرزش نمود و بر او درود فرستاد . عبيد اللّه دستور داد او را از بامِ قصر به زير انداختند و قطعه ، قطعه شد . چون خبرش به امام حسين عليه السلام رسيد ، اشك ريخت و برايش دعا كرد . در دو زيارت «ناحيه مقدّسه» و «رجبيّه» بر او درود فرستاده شده است .
ر . ك : رجال الطوسى : ص ١٠٢ ش ١٠٢٨ ، تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٣٥٢ ـ ٤٠٥.
كُميت بن زيد
وى از ياران امام زين العابدين ، امام باقر و امام صادق عليهم السلام بود و در سال ٦١ ق ، مصادف با ايام شهادت امام حسين عليه السلام به دنيا آمد و به سال ١٢٦ ق ، در زمان حيات امام صادق عليه السلام بدرودِ حيات گفت . او شاعرى توانا بود و درباره اهل بيت عليهم السلاماشعارى سروده است كه بخشى از يك قصيده او در متن آمد و اينك ، دنباله آن : { شادم من و آيا تو را شادمانى اى است در حالى كه شوقى نداشته و بازى نكرده اى ؟ } { شدّت شوقى كه بردبار را به هيجان مى آورَد و اين شوق ، بر پير ، عار نيست . } { و اهل ستايش را بستاى با سخنِ درست و درست ترِ خويش . } { بنى هاشم ، ارجمندترين اند فرزندِ شرافت و برترى و پاكى اند . } { بدسِگال دان آن كس را كه از دوست داشتن آنان ، نهى ات مى كند و با ريسمان آنان ، هيمه گِرد آور . }