نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩١
١٥٩٧.رجال الكشّى ـ به نقل از ابو محمّد رازى ـ: پيكى از سوى آن مرد عليه السلام [١] نزد ما آمد كه : «فارِس قزوينى ، فاسق و منحرف است و سخنان پليد ، گفته است . خدايش لعنت كناد!» .
١٥٩٨.امام هادى عليه السلام ـ از نامه اى به دست خطّ ايشان به على بن عمرو قزوي: به دينى كه خداى متعال را با آن بندگى مى كنى ، معتقد باش و بدان كه نظر قلبى من درباره كسى كه در مورد او [از من ]پرسيده اى ، يعنى فارِس ملعون ، همان است كه به تو اظهار داشته ام . تو را مى سزد كه در لعن و مخالفت و دشمنى با او بكوشى و در اين باره تا مى توانى ، جدّيت نمايى . من كسى نيستم كه دستور بدهم خداوند به چيزهاى نادرست ، بندگى شود . پس در لعنت كردن بر او (فارِس) و افشاكردنش و قطع روابط با او و باز داشتن پيروانمان از او و نشان دادن نادرستى راه و عقايدش ، سرسختانه بكوش و اين را از جانب من به پيروانمان نيز ابلاغ كن و برايشان از قول من بازگو نما . من در پيشگاه خداوند ، مؤكّدا اين امر را از شما مى خواهم . پس ، واى بر نافرمان و منكِر!» .
ر . ك : حديث دوم باب بعدى .
١٦ / ٢
فِهرى و حسن بن محمّد بن بابا [٢]
١٥٩٩.امام هادى عليه السلام ـ در نامه ايشان به عُبَيدى ـ: من در پيشگاه خداوند از فِهرى و حسن بن محمّد بن باباى قمى ، اعلام برائت مى كنم . پس تو نيز از آن دو ، برائت بجوى . من ، تو و همه پيروانم را از او بر حذر مى دارم و بر آن دو ، لعنت مى فرستم . لعنت خدا بر آن دو باد! [آن دو ،] مفت خورانى هستند كه به نام ما ، مردم را چپاول مى كنند و عوام فريب و آزار دهنده اند . خدا آن دو را بيازارد و به سختى در فتنه (عذاب) ، سرنگونشان سازد ! ابن بابا ، مدّعى است كه من او را به پيامبرى فرستاده ام و او باب است . لعنت خدا بر او باد ! شيطان ، او را بازيچه قرار داده و گم راهش كرده است . لعنت خدا بر كسى كه اين ادّعاها را از او بپذيرد ! اى محمّد! اگر توانستى سر او را با سنگ خُرد كنى ، اين كار را بكن ؛ چرا كه او مرا رنج داد . خدا او را در دنيا و آخرت ، رنج دهد !
[١] منظور ، امام هادى عليه السلام است .[٢] ر .ك : ص ٥٦٧ و ص ٥٧٩ .