نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩
١٤ / ٢
محمّد بن فُرات [١]
١٥٨٧.رجال الكشّى : جعفر بن عيسى و على بن اسماعيل روايت كردند كه امام رضا عليه السلام فرمود : «محمّد بن فُرات ، مرا آزار داد . خدايش بيازارد و گرمى سوز آهن را به او بچشاند ! آزارى كه او ـ كه خدايش لعنت كناد ـ به من رساند ، ابو الخطّاب به جعفر بن محمّد عليه السلام نرساند ، و دروغى كه محمّد بن فرات بر ما بست ، هيچ خطّابى اى نبست . به خدا سوگند ، هيچ كس نيست كه بر ما دروغ ببندد ، مگر آن كه خداوند ، گرمى آهن را به او مى چشاند» . محمّد بن عيسى گفت : آن دو (جعفر بن عيسى و على بن اسماعيل) و ديگران به من خبر دادند كه طولى نكشيد كه محمّد بن فرات به وسيله ابراهيم بن شَكله به فجيع ترين وضع كشته شد . محمّد بن فرات ، ادّعاى بابيّت و پيامبرى داشت . قاسم يقطينى و على بن حَسَكه قمى نيز چنين ادّعايى داشتند . خدايشان لعنت كناد!
١٤ / ٣
بَرمَكيان [٢]
١٥٨٨.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از محمّد بن فضيل ـ: در آن سالى كه هارون به قلع و قمع خاندان برمكى پرداخت ـ كه نخست ، جعفر بن يحيى را از بين برد و يحيى بن خالد را به زندان افكند و بر سر برمكيان ، آن آمد كه آمد ـ ، امام رضا عليه السلام در عرفه ايستاده بود و دعا مى كرد . [امام عليه السلام ]سپس سرش را پايين انداخت . سببش را پرسيدند . فرمود : «داشتم برمكيان را براى ستمى كه بر پدرم عليه السلام روا داشتند ، نفرين مى كردم كه خداوند ، همين امروز ، نفرين مرا در حقّ آنان مستجاب فرمود» . چون امام عليه السلام باز گشت ، چندى نگذشت كه جعفر و يحيى ، مغضوب گشتند و ورق از آنها بر گشت .
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٨٢ .[٢] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٦٤ .