نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧
باب دوازدهم: كسانى كه امام صادق آنان را نفرين كرد
١٢ / ١
ابو الخطّاب [١]
١٥٦٤.رجال الكشّى ـ به نقل از جنّان بن سدير ـ: نزد امام صادق عليه السلام نشسته بودم و مُيسِّر نيز حضور داشت . سال صد و سى و هشت بود . مُيسّرِ زُطّى فروش [٢] گفت : قربانت گردم ! از عدّه اى كه با ما به اين مكان مى آمدند و حالا ديگر اثرى از آنها نيست و عمرشان تمام شد ، در عجبم ! فرمود : «چه كسانى؟» گفتم : ابو الخطّاب و دار و دسته اش . امام عليه السلام كه تكيه داده بود ، نشست و انگشتش را به طرف آسمان كرد و فرمود : «لعنت خدا و فرشتگان و مردم ، همگى ، بر ابو الخطّاب باد! خدا را گواه مى گيرم كه او كافر و فاسق و مشرك بود و صبح و شام با فرعون در سخت ترين عذاب ، محشور است» . سپس فرمود : «بدانيد كه به خدا سوگند ، من براى اجسادى كه با او در آتش افكنده شده اند ، افسوس مى خورم» .
١٥٦٥.امام صادق عليه السلام : خدا لعنت كند ابو الخطّاب را و لعنت كند كسانى را كه با او كشته شدند و لعنت كند باقى ماندگان آنان را ، و خدا لعنت كند كسى را كه در دلش نسبت به آنان رحمى باشد !
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٦٠ .[٢] زُطّى ، پارچه اى است منسوب به «زُطّ» (معرّب «جُت») كه طايفه اى از هندى ها هستند و پارچه زُطّى ، به آنها منسوب است .