نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٩
٧ / ٤
كُمَيت بن زيد [١]
١٣٢٤.تاريخ دمشق ـ به نقل از ابن عايشه ، از پدرش ـ: كُمَيت بن زيد ، نزد امام زين العابدين عليه السلام آمد و گفت : شعرى در مدح شما گفته ام كه اميدوارم در روز قيامت ، وسيله اى [براى شفاعتم ]در نزد پيامبر خدا باشد. گوش كنيد! امام زين العابدين عليه السلام كسى را فرستاد و افراد خانواده و خدمتكاران خود را جمع كرد. آن گاه كُميت اشعارش را خواند : طربناك شدى و آيا تو را جاى طربناكى هست؟ ... . چون اشعارش را به پايان برد ، امام زين العابدين عليه السلام به او فرمود : «پاداش دادنِ تو از توان ما برون است؛ امّا آن پاداشِ تو كه ما از دادنش ناتوانيم ، بى گمان ، خدا و پيامبرش هرگز از آن ناتوان نيستند» و از طرف خودش و خانواده اش چهار صد هزار درهم به او داد و فرمود : «اينها را بگير ـ اى ابو مستهل ـ و خرج سَفَرت كن» . كُمَيت گفت : اگر يك سكّه خرد هم به من صله بدهى ، برايم افتخار است ؛ امّا براى مدح شما پول و مزدى نمى گيرم و مزدم را فقط از كسى مى گيرم كه به خاطر رضاى او و براى آن كه وسيله اى در نزد او داشته باشم، سرودم ؛ ليك اگر دوست دارى به من احسانى كنى ، يكى از آن جامه هايى را كه بر تن دارى، براى تبرّك به من بده . امام زين العابدين عليه السلام برخاست و جامه هايش را در آورد و همه آنها را به او داد و دستور داد جبّه اى را كه با آن نماز مى خواند ، آوردند و آن را نيز به او داد و سپس فرمود : «بار خدايا! كُمَيت در زمانى كه ديگر مردمانْ بخل مى ورزند ، در حقّ خاندان پيامبرت و فرزندان پيامبرت ، از خود گذشتگى كرد و حق را كه ديگران كتمانش مى كنند ، آشكارا بيان نمود. پس . او را شهيد بميران و سعادتمند ، زنده اش بدار و در دنيا پاداشش بده و در آخرت نيز پاداش فراوان عطايش فرما، كه ما از دادنِ پاداش او عاجزيم، در حالى كه تو توانگر و كريمى» . كُمَيت گفت : از آن پس، همواره بركت دعاى ايشان را مى ديدم .
رك : صحيفه سجّاديه : دعاى ٢٤ ـ ٢٧ .
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٤٨ .