نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٩
٦ / ٧
حنظلة بن اسعد [١]
١٣١٤.تاريخ الطبرى ـ در يادكرد از نبرد كربلا ـ: حنظلة بن اسعد شِبامى ، پيش آمد و پيشاپيش حسين عليه السلام ايستاد و [خطاب به سپاه دشمن] فرياد زد : «اى قوم من! من از روزى چونان روز احزاب ، بر شما مى ترسم ، [از سرنوشتى ]مانند سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها آمدند ، و [گرنه] خدا براى بندگان [خود ،] ستم نمى خواهد . و اى قوم من! من بر شما از روزى كه مردم ، يكديگر را [به يارى خواستنْ] ندا مى دهند، بيم دادم ؛ روزى كه پشت كنان [به زور] باز مى گرديد . براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست، و هر كه خدا گم راهش كند ، هدايتگرى نخواهد داشت» . اى قوم من! حسين را نكشيد كه خداوند ، شما را با عذابى سخت ، نابود مى كند «و هر كه دروغ بست ، ناكام شد» . حسين عليه السلام به او فرمود : «اى پسر اسعد! رحمت خدا بر تو باد! آنها همان زمان كه تو به سوى حق دعوتشان كردى و دعوتت را رد كردند و براى ريختن خون تو و يارانت خيز برداشتند ، مستوجب عذاب گشتند ، چه رسد به اكنون كه برادران شايسته تو را كشته اند؟».
٦ / ٨
طِرِمّاح بن عَدى [٢]
١٣١٥.امام حسين عليه السلام ـ به طِرمّاح بن عدى ـ: خدا به تو و قومت ، جزاى نيك دهد !
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٣٢ .[٢] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٣٨ .