نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٣
١٢٦٦.دلائل النبوّة ، ابو نعيم ـ به نقل از بلال ـ: در يك شب سرد ، اذان گفتم و كسى [به نماز ]نيامد. دوباره اذان گفتم، باز كسى نيامد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «مردم را چه شده است ، اى بلال؟». گفتم : پدر و مادرم به فدايت! دچار سرما[خوردگى ]شده اند. فرمود : «بار خدايا! سرما را برايشان بشكن» . ديدم مردم در هنگام نماز نافله يا صبح ، خود را [از گرما ]باد مى زنند .
١٢٦٧.مسند ابن حنبل ـ به نقل از كعب بن مرّه يا مرّة بن كعب ـ: پيامبر خدا بر مُضَر نفرين كرد . نزد ايشان رفتم و گفتم : اى پيامبر خدا! خداوند عز و جل تو را يارى نمود و [خواسته ات را ]عطا كرد و دعايت را برآورده ساخت . قومت [از قحطى ]هلاك شدند! برايشان دعا كن. پيامبر صلى الله عليه و آله روى گرداند. دوباره گفتم : اى پيامبر خدا! خداوند عز و جل تو را يارى نمود و [خواسته ات را] عطا كرد و دعايت را مستجاب ساخت. قومت هلاك شدند! برايشان دعا كن . فرمود : «بار خدايا! ما را بارانى كمك كننده، روياننده، فراگير، فراوان، بى تأخير ، سودمند و بى زيان عطا فرما» . يكى دو جمعه نگذشته بود كه بر آنان باران باريد .