نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥
٢٢ ـ سائب بن يزيد [١]
١٢٢٩.دلائل النبوّة ، بيهقى ـ به نقل از عطاء ، غلام سائب ـ: [موى ]سر سائب از اين جا (فرق سر تا جلوى سر) سياه بود و بقيّه اش (پَسِ سر و چانه و گونه هايش) سفيد . گفتم : سَرورم! كسى را نديده ام كه موهايى چنين عجيب داشته باشد! گفت : علّتش را مى دانى، فرزندم؟ با عدّه اى از كودكان بودم كه پيامبر خدا بر من گذشت. فرمود : «تو كيستى؟». گفتم : سائب بن يزيد ، برادر نَمِر. پيامبر صلى الله عليه و آله دستش را بر سرم كشيد و فرمود : «خدا بركتت دهد!» . از اين رو، اين قسمتِ سرم هرگز سفيد نمى شود .
١٢٣٠.صحيح البخارى ـ به نقل از سائب بن يزيد ـ: خاله ام مرا نزد پيامبر صلى الله عليه و آله برد و گفت : اى پيامبر خدا! پسر خواهرم ، درد دارد. ايشان دستى به سرم كشيد و برايم دعاى بركت كرد .
٢٣ ـ سَلمان [٢]
١٢٣١.امام باقر عليه السلام : سلمان فارسى ، برده گروهى از بنى نضير بود . با او قرار گذاشتند كه فلان تعداد نهال خرما برايشان بكارد و وقتى هر يك داراى ده برگ شد ، او را آزاد كنند. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «كنار هر گودالى يك نهال بگذار » . صبح روز بعد ، پيامبر صلى الله عليه و آله با دست خود ، آنها را كاشت و براى سلمان درباره نهال هاى خرما دعا كرد. تو گويى آن نهال ها در وسط دريا بودند. پس، يكى از آنها جوانه زد. چون خداوند ، آنها را ـ كه همان رويشگاه نخل ها باشد ـ به غنيمت پيامبر صلى الله عليه و آله درآورد، آن را صدقه (وقف) قرار داد و اكنون ، يكى از صدقات مدينه است .
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٣٦ .[٢] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٣٦ .