نهج الدّعا (ع-ف) - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣
٢٠ ـ حَنظلة بن حِذيَم [١]
١٢٢٧.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ذيّال بن عتبة بن حنظله ـجَدّم حنظلة بن حِذيَم بن حنيفه ، مرا خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله برد و گفت : تعدادى پسر بزرگ و كوچك دارم و اين ، كوچك ترين آنهاست. برايش دعا كنيد. [پيامبر صلى الله عليه و آله ] بر سر حنظله دست كشيد و فرمود : «خدا به تو بركت دهد!» يا «مبارك باشد!». از آن پس ، شاهد بودم افرادى را كه صورتشان ورم كرده بود يا حيوانى را كه پستانش ورم داشت ، نزد حنظله مى آوردند و او دست خود را با آب دهانش خيس مى كرد و مى گفت : به نام خدا. آن گاه دستش را بر سر خود بر جايى كه پيامبر خدا دست نهاده بود، مى گذاشت و سپس بر آن (صورت يا پستان ورم كرده) مى كشيد و ورم از بين مى رفت .
٢١ ـ خالد بن عبد العُزّى [٢]
١٢٢٨.الثقات : ابو خَنّاس ، خالد بن عبد العُزّى بن سلامه ، صحابى پيامبر صلى الله عليه و آله بود. پيامبر صلى الله عليه و آله در خانه او غذا خورد و فرمود : «بار خدايا! به او و فرزندش خنّاس ، بركت ده» .
[١] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٣٢ .[٢] براى شناخت وى ، ر . ك : ص ٥٣٣ .