حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٦
مؤمن ، شوخ و شنگ است و منافق، اخمو و عصبانى. امّا اين كه مرز اين مزاح و شوخ طبعى ـ كه نوعى شادخوارى است ـ تا كجاست ، در فصل سى و هشتم آمده و همچنين احاديث نبوى درباره خوش رويى، شوخ طبعى ، تن زدن از ترش رويى و گرفتگى و اخم آلودگى ، آورده شده است و نيز حدّ و مرز شوخى و اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز شوخ طبع بود و گاه مزاح مى كرد.
٣٩ . نجات
زندگى در دنيا ، گذار است و گذر، و رفتن از مرحله اى و بهره گرفتن در مرحله اى ديگر از فرايند آن . دنيا و گستره آن براى انسان ، «ميدان» است ، «بازار» است، «معبر» است ، كه انسان در آن مى تازد، داد و ستد مى كند و مى گذرد و در اين تعامل ها ، چالش ها ، رفتن ها و... گاه مى لغزد و گرفتار مى شود . چه بايد كرد؟ چاره چيست؟ عامل نجات ، كدام است؟... در فصل سى و نهم ، از عوامل رهايى و نيز زمينه هاى رهيدن از بن بست ها و... سخن رفته است.
٤٠ . نگاه
در فصل چهلم ، سخن از «نگاه» است و ره نمودهايى براى بهره گيرى درست از نگاه و ترغيب به باز داشتن چشم از حرام و ناپاكى و ناهنجارى .
٤١ . نعمت
فصل چهل و يكم ، شامل احاديث و حكمت هاى مرتبط با «نعمت» است كه با سخنى درباره نعمت هاى «ظاهرى» و «باطنى» آغاز مى شود و با ترغيب به يادكرد نعمت هاى الهى ادامه مى يابد و با عناوينى چون : پاسدارى از نعمت هاى الهى، هشدار نسبت به اين كه نعمت در جهت معصيت به كار گرفته شود، و آنچه نعمت ها را پايدار مى كند ، پيش مى رود و آن گاه ، لزوم «سخن گفتن از نعمت خدا» به ميان مى آيد و مصداق «كمال نعمت» ، يعنى اين كه انسان مؤمن ، چنان از نعمت بهره گيرد و زندگى كند و بهره رساند كه فرجامش «بهشت» و «رهايى از آتش جهنّم» باشد .