حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩
نمونه اين استعمال ، احاديثى هستند كه عقل را در كنار انبياى الهى ، حجّت باطنى خداوند متعال معرّفى مى كنند ، [١] يا احاديثى كه عقل را قابل پرورش و تهذيب معرّفى و آن را به عنوان معيار سنجش انسان و سنجش پاداش و كيفر ، ذكر مى كنند و نيز احاديثى كه عقل را به «طبع» و «تجربه» ، و «مطبوع» و «مسموع» تقسيم مى كنند . مقصود از عقل در تمام اين موارد ، شناخت و آگاهى است .
٢ . كار كردن بر پايه عقل
گاه كلمه «عقل» از باب مبالغه ، براى عمل كردن به مقتضاى قوّه عاقله به كار مى رود ، چنان كه از پيامبر خدا در تعريف عقل ، روايت شده است كه : العَمَلُ بِطاعَةِ اللّه ِ، وَ إنَّ العُمّالَ بِطاعَةِ اللّه ِ هُمُ العُقَلاءُ . [٢] [ خِرد ،] پيروى از دستورهاى خداوند است . به درستى كه خردمندان، كسانى هستند كه فرمان خداوند را پيروى مى كنند. نيز از امام على عليه السلام روايت شده است : العَقلُ أن تَقولَ ما تَعرِفُ و تَعمَلَ بِما تَنطِقُ بِهِ . [٣] خِرد، آن است كه آنچه مى دانى، بر زبان بياورى و به آنچه مى گويى، عمل كنى . در مقابل ، جهل نيز در عمل كردن به مقتضاى نادانى به كار رفته است ، چنان كه در مقام طلب مغفرت از خداوند متعال مى گوييم :
[١] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : معرفت شناسى / بخش دوم : خرد / فصل سوم : خردورزى / حجيت خرد .[٢] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : معرفت شناسى / ح ٤٠٠ .[٣] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : معرفت شناسى / ح ٤٠٩ .