حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧
ـ كه پيش تر هم آمد و زمينه ساز و شكل دهنده مرحله ديگر است ـ گاه مى لغزد و بدان گونه كه بايد و شايد ، گام بر نمى دارد . اين همه ، مؤمن را مى هراسانَد و از اين كه خشم الهى و عذاب خداوندى دامنگيرش شود ، خوفناك مى شود ، و اگر چنين گردد ، بنده به خود مى آيد و جبران مافات مى كند . افزون بر اين ، باعث مى شود كه بنده مؤمن خدا ، از آغاز ، از خوف آنچه ياد شد ، گِرد نبايدها نگردد و نفس را از اين كه بر گستره زندگى چموشى كند ، باز دارد و افسار زند . بدين سان ، خوف ، مهم ترين عامل باز داشتن نفس انسانى از سركشى هاست . فصل سوم اين باب ، گزارش حكمت هاى نبوى است درباره آنچه آمد ، با عناوينى چون : «جايگاه خوف الهى» كه مى گويد : اين خوف را چنان در جانت بنشان كه گويى خداوند را مى نگرى . ثمره فهم خوف از خداوند پس از لغزش ها ، تنبّه و بيدارى است . بدين سان ، بنده باز مى گردد و از آنچه كرده ، روى بر مى تابد . موضوع فصل چهارم ، «توبه» است : ترغيب به توبه ، اهمّيت توبه و اين كه توبه تا چه مرحله زمانى اى قبول مى شود ، توبه نصوح ، تأخير در توبه و ... . انسان با بازگشت به حق و يافتن مسير و تأمّل در آنچه بايد انجام دهد ، به زندگى چارچوب دار مى رسد و درك اين حقيقت كه هر چيزى كه در اين دنيا شكل مى گيرد ، حساب و كتاب دارد . پس تقوا پيشه مى كند و به «وَرَع» دست مى يازد . عنوان فصل پنجم ، «تقوا (پرهيزگارى)» است . اهمّيت تقوا و اين كه تقوا ، دژى براى انسان و كليد كرامت اوست و تبيين اين موضوع ارجمند كه «حقّ تقوا» چيست؟ متّقين ، كيان اند ؟ و آثار تقوا چيست؟ فصل ششم ، ويژه «وَرَع (پارسايى)» و بيانگر نقش آن در عبادت ، تفسير ورع و باورع ترين كسان است .