حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٧
٥٢٨.سنن ابن ماجة ـ به نقل از اَنَس بن مالك ـ: گفتند : اى پيامبر خدا ! آيا حج ، در هر سال بر ما واجب است؟ فرمود : «اگر مى گفتم آرى ، بى گمان ، واجب مى شد و اگر واجب مى شد ، از عهده اش بر نمى آمديد و اگر بدان نمى پرداختيد ، عذاب مى شديد» .
٥٢٩.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا براى ما خطبه خواند و فرمود : «اى مردم! حج بر شما مقرّر شده است» . اقرع بن حابس برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا در هر سال؟ فرمود : «اگر مى گفتم [ آرى] ، واجب مى شد و اگر واجب مى شد ، بدان عمل نمى كرديد و نمى توانستيد عمل كنيد . حج ، يك بار واجب است . هر كه بيشتر به جا آورد ، مستحب است» .
٥٣٠.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا ! حج در هر سال است؟ فرمود : «بر هر انسان ، يك حج [ واجب] است و اگر گفته بودم : آرى ، در هر سال است ، در هر سال ، واجب مى شد» .
٥٣١.صحيح البخارى ـ به نقل از اَنَس ـ: پيامبر خدا خطبه اى خواند كه هرگز نظيرش را نشنيده بودم . فرمود : «اگر آنچه را من مى دانستم ، مى دانستيد ، كم مى خنديديد و فراوان مى گريستيد» . ياران پيامبر صلى الله عليه و آله چهره هايشان را پوشاندند و آرام گريستند . مردى گفت : پدر من كيست؟ فرمود : «فلانى» . آن گاه ، اين آيه نازل شد : «از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود ، ناراحتتان مى كند» .