حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٢
اين مدّعا را اثبات مى كند .
عقل نظرى و عقل عملى
در تفسير عقل نظرى و عقل عملى ، دو نظريه وجود دارد : نظريه اوّل ، اين است كه عقل ، مبدأ ادراك است و در اين مورد ، تفاوتى ميان عقل نظرى و عقل عملى وجود ندارد ؛ بلكه تفاوت ، در هدف است . اگر هدف از ادراك چيزى ، شناخت بود ، مبدأ ادراك آن ، عقل نظرى ناميده مى شود ، مانند شناخت حقيقت هستى ؛ و اگر هدف از ادراك چيزى ، عمل بود ، مبدأ ادراك آن ، عقل عملى ناميده مى شود ، مانند شناختِ نيكو بودنِ عدل و زشت بودن ظلم ، پسنديده بودن صبر و ناپسند بودن جزع و ... . اين نظريه به مشهورِ فلاسفه نسبت داده شده است . بر اساس اين نظريه ، عقل عملى ، مبدأ ادراك است ، نه تحريك . نظريه دوم، اين است كه تفاوت ميان عقل نظرى و عقل عملى ، جوهرى است ؛ يعنى تفاوت ، در ماهيت كاركرد آنهاست . عقل نظرى ، مبدأ ادراك است ، خواه هدف از ادراك ، معرفت باشد يا عمل ؛ و عقل عملى ، مبدأ تحريك است و نه ادراك . به بيان ديگر ، وظيفه عقل عملى ، اجراى مدرَكات عقل نظرى است . نخستين كسى كه اين نظريه را در برابر مشهورْ اختيار كرده ، ابن سينا و پس از وى ، قطب الدين رازى ، صاحب محاكمات و اخيرا محقّق نراقى ، صاحب جامع السعادات است . [١]
[١] جامع السعادات : ج ١ ص ٧٥. براى توضيح بيشتر ، ر . ك : حسن و قبح عقلى : فصل ششم : عقل نظرى و عقل عملى .