حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٠
خواهد بود . خطر بزرگى كه امروز جامعه بشر را تهديد مى كند ، اين است كه دانش ، رشد كرده ؛ ولى جوهر و جهت و خاصيت خود را از دست داده و در مسير انحطاط و سقوط انسانى به كار گرفته شده است . با اندكى تأمّل ، به سادگى مى توان دريافت كه در جهان امروز ، دانش ، چه آفاتى را بر جامعه بشرى تحميل كرده است و شمشير دانش در كف قدرت هاى بزرگ جهان ، چه به روز انسان آورده است . دزدهايى اند كه براى غارت مادّه و معناى انسان ، از چراغ دانش بهره مى گيرند و اين گونه با قساوت عمل مى كنند و به هيچ چيز و به هيچ كس ، رحم نمى كنند . سنايى غزنوى ، شاعر برجسته قرن ششم ، چه زيبا سروده است : چو علم آموختى از حرص، آن گه ترس ، كاندر شب چو دزدى با چراغ آيد ، گُزيده تر بَرَد كالا. بِرِشت ، درباره دانش امروزى گفته است : انسان امروز از علم بيزار است؛ زيرا علم بود كه فاشيسم را به وجود آورد و به بشريت تحميل كرد ، و علم بود كه براى نخستين بار ، مسئله گرسنگى را در سطحى به اين وسعت كه از هر سه تن ، دو تن در جهان گرسنه اند ، ايجاد كرد . [١] آيا فنون و ابزار دزدى ، گرسنگى ، قتل و فساد را مى توان دانش ناميد؟ آيا دانشى كه جامعه را به فساد و تباهى مى كشد ، دانش و نور است ، يا جهل و ظلمت؟ اين جاست كه معناى سخن دقيق پيامبر خدا مشخّص مى گردد كه فرمود : إنَّ مِنَ العِلمِ جَهلاً . [٢]
[١] تاريخ و شناخت اديان : ص ٣٤ .[٢] ر. ك : دانش نامه عقايد اسلامى : معرفت شناسى / ح ٣٢٣٨ .