حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١
ناگسستنى دارند و خردمندان و عالمان و آگاهان هستند كه به معارف الهى ، ميراث پيامبران و جايگاه والاى آنان ، ايمان مى آورند . «وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ الَّذِى أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِى إِلَى صِرَ طِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ . [١] و كسانى كه از دانش بهره يافته اند، مى دانند كه آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، حق است و به راه آن عزيزِ ستوده [ صفات ] راهبرى مى كند» . امّا آنچه جناب آقاى پاپ در باب جهاد گفته و چنان پنداشته است كه اسلام با تيزى شمشير در ميان مردمان گسترش يافته ، نشانى است از اين كه وى به هيچ روى از آموزه «جهاد» و فلسفه آن در اسلام ، آگاه نيست . در بخش سيره عملى پيامبر خدا ، بر پايه اسناد تاريخى ، اين حقيقت را در حدّ مجال بررسى خواهيم نمود و روشن خواهيم ساخت كه حركت پيامبر صلى الله عليه و آله بر پايه دليل و برهان در كنار موعظه حسنه و اندرز نيكو و برخورد سالم انديشه هاست ، تا زمينه اى باشد براى حضور حق و آموزه هاى الهى در صحنه ذهن و زندگى انسان و رهايى او از خوارى و ذلّتِ جهل و شرك ، و رسيدنش به اوج كرامت و توحيد . اكنون نمى خواهيم به آموزه هاى مسيحيّت ، بدان گونه كه قرن هاست بدان پاى مى فشارند ، اشاره كنيم و تضادّ آموزه هايى چون «تثليت» ، «جشن تولّد خدا» ، «فدا شدن مسيح بر گنهكاران» و «عشاى ربّانى» اشاره كنيم و تلاش هاى برخى از متكلّمان مسيحى را در تأويل ها و توجيه هاى شگفت براى رهايى از اين ظاهر «مضحك» ، نشان دهيم ؛ چرا كه هنوز خاطره «دادگاه هاى تفتيش عقايد» ، و محاكمه متفكّرانى چون گاليله و برونو ، از ذهن تاريخ ، پاك نشده است .
[١] مطالب ياد شده ، چكيده سخنان پاپ است كه در نامه آية اللّه جعفر سبحانى خطاب به پاپ به نقل از سايت «شفاف» آمده است . متن سخنان پاپ كه در سايت واتيكان آمده ، به گونه اى اهانت آميز است كه از نقل آن معذوريم .[٢] الفردوس : ج ٥ ص ٣١٨ ح ٨٣٠٧ ؛ تيسير المطالب : ص ٣٦٧ .[٣] در كتاب جواهر المطالب (ج ٢ ص ١٤٨) از پيامبر خدا چنين روايت شده است: «در برابر حق، فروتن باش ؛ از هر سو كه بر تو وارد شود ... . گمان را رها كن و بر پايه يقين ، بنا كن و آنچه را بر تو مشتبه شد، با خردت تمييز ده ؛ چرا كه عقل، حجّت خدا، برهان الهى و وديعه او نزد توست» .[٤] الكافى : ج ١ ص ٢٥ ح ٢٥ ، بحار الأنوار : ج ١ ص ٨٩ ح ١٥ ؛ الفردوس : ج ٥ ص ١٧٩ ح ٧٨٨٩ .[٥] كنز الفوائد : ج ٢ ص ٣١ ، بحار الأنوار : ج ١ ص ٩٦ ح ٤٢ ؛ الفردوس : ج ٣ ص ٣٣٣ ح ٤٩٩٩ .[٦] الكافى : ج ١ ص ١٢ ح ٩ ، بحار الأنوار : ج ١ ص ٩٣ ح ٢٤ .[٧] حلية الأولياء : ج ٤ ص ١٣٩ .[٨] الفردوس : ج ٥ ص ٣٢٥ ح ٨٣٢٨ .[٩] سبأ: آيه ٦ .