حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٤
جالب توجّه است كه از ايشان همين تقسيم ، درباره علم ، روايت شده است : العِلمُ عِلمانِ: مَطبوعٌ و مَسموعٌ و لايَنفَعُ المَسموعُ إذا لَم يَكُنِ المَطبوعُ. [١] دانش، دو گونه است: مطبوع و مسموع. دانش مسموع، بدون دانش طبيعى، سودمند نيست . سؤال ، اين است كه عقل و علمِ مطبوع چيست و چه تفاوتى با عقل و علم مسموع دارد ، و چرا اگر عقل و علمِ مطبوع نباشد ، عقل تجربه و علم مسموع براى انسان مفيد نيست؟ پاسخ ، اين است كه به حسب ظاهر ، مقصود از عقل و علم مطبوع ، معارفى هستند كه خداوند متعال در طبيعت همه انسان ها نهاده تا بتوانند راه كمال را بيابند و به مقصد نهايى آفرينش خود ، راه يابند . قرآن كريم ، از اين معارف فطرى به «الهام فجور و تقوا» تعبير كرده است : «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّلـهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَلـهَا . [٢] سوگند به نفْس و آن كس كه آن را درست كرد [و] سپس پليدكارى و پرهيزگارى اش را به آن، الهام كرد» . عقل طبع ـ كه امروزه از آن به وجدان اخلاقى ياد مى شود ـ هم مبدأ ادراك است و هم مبدأ تحريك ، و اگر بر اساس تعاليم پيامبران الهى احيا شود و رشد كند ، انسان مى تواند از ساير معارفى كه از طريق تحصيل و تجربه مى اندوزد ، بهره بگيرد و به حيات طيّبه انسانى دست يابد . اگر عقل طبع (وجدان اخلاقى) در اثر پيروى از تمايلات نفسانى و وساوس
[١] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : معرفت شناسى / ح ١٢٨٤ .[٢] شمس : آيه ٧ ـ ٨ .