حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٩
«و به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل مى آموزد» .
«[ ياد كن ] هنگامى را كه خدا فرمود: اى عيسى پسر مريم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به ياد آور، آن گاه كه تو را به روح القدس تأييد كردم كه در گهواره [ به اعجاز ] و در ميان سالى [ به وحى ] با مردم ، سخن گفتى و آن گاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و آن گاه كه به اذن من، از گِل، [ چيزى ] به شكل پرنده مى ساختى، پس در آن مى دميدى و به اذن من ، پرنده اى مى شد، و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مى دادى و آن گاه كه مردگان را به اذن من [ زنده از قبر ] بيرون مى آوردى ، و آن گاه كه [ آسيب ]بنى اسرائيل را ـ هنگامى كه براى آنان حجّت هاى آشكار آورده بودى- از تو باز داشتم. پس كسانى از آنان كه كافر شده بودند ، گفتند : اين[ ها چيزى ] جز افسونى آشكار نيست» .
«و چون عيسى دلايل آشكار آورد، گفت: به راستى براى شما حكمت آوردم و تا درباره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى كرديد ، برايتان توضيح دهم. پس، از خدا بترسيد و فرمانم ببريد» .
«و اگر فضل خدا و رحمت او بر تو نبود، طايفه اى از ايشان آهنگِ آن داشتند كه تو را از راه به در كنند، و[ لى ] جز خودشان [ كسى ] را گم راه نمى سازند، و هيچ گونه زيانى به تو نمى رسانند. و خدا كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آنچه را نمى دانستى ، به تو آموخت، و تفضّل خدا بر تو همواره بزرگ بود» .
«اين [ سفارش ها ]از حكمت هايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است، و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده، وگرنه حسرت زده و مطرود در جهنّم افكنده خواهى شد» .
«اى يحيى! كتاب [ خدا ]را به جد و جهد بگير . و از كودكى به او نبوّت داديم» .
حديث
٧٦٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پسربچّگان به يحيى بن زكريّا عليه السلام گفتند : بيا برويم بازى كنيم . يحيى عليه السلام فرمود : «براى بازى ، آفريده نشده ايم . برويم نماز بخوانيم» . اين ، همان سخن خداوند است : «و بدو در خردسالى ، حكمت داديم» .