حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٣
ج ـ رعايت اولويت ها
٤٦٧.التوحيد ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: باديه نشينى ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! از شگفتى هاى دانش به من بياموز . فرمود : «با اساس دانش چه كرده اى كه از شگفتى هايش مى پرسى؟» . مرد گفت : اى پيامبر خدا ! اساس دانش چيست؟ فرمود : «شناخت خدا ، آن چنان كه بايد» . باديه نشين گفت : شناخت خدا ، آن چنان كه حقّ شناخت اوست ، چگونه است؟ فرمود : «او را بى مانند و بى شبيه و بى همتا بدانى و بدانى كه او يكتا ، يگانه ، پيدا ، نهان ، نخست و پايان است ، نه همتايى دارد و نه همانندى . اين ، حقّ شناخت اوست» .
٤٦٨.تنبيه الغافلين ـ به نقل از عبد اللّه بن مِسوَر هاشمى ـ: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت : نزد تو آمده ام تا مرا از شگفتى هاى دانش بياموزى . فرمود : «با اساس دانش چه كرده اى؟» . گفت : اساس دانش چيست؟ فرمود : «آيا پروردگار عز و جل را شناخته اى؟» . گفت : بلى . فرمود : «در حقّ او چه كرده اى؟» . گفت : آنچه خدا خواسته است . فرمود : «آيا مرگ را شناخته اى؟» . گفت : بلى . فرمود : «چه چيز برايش آماده ساخته اى؟» . گفت : آنچه خدا خواسته است . فرمود : «برو و اينها را محكم كن . سپس بيا تا تو را از شگفتى هاى دانش بياموزم» . هنگامى كه آن مرد پس از ساليانى باز آمد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «دستت را بر دلت بگذار . پس آنچه بر خود روا نمى دارى ، بر برادر مسلمانت نيز روا مدار و آنچه براى خود روا مى دارى ، براى برادر مسلمانت نيز روا دار . اين ، از شگفتى هاى دانش است» .