حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٧
١١٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خردمند ، در تنهايى ، با خردِ خود اُنس مى گيرد ؛ ولى نادان ، از خويشتن وحشت دارد ؛ چرا كه دوست هر انسانى ، خرد اوست و دشمنش ، نادانى او .
١١٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خردمند ، جز از فضيلت ، پرده بر نمى دارد ، هر چند نزد مردم ، درمانده و ناتوان باشد .
١١٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خردمند ، بسيار در هراس است و آمال و آرزوهايش كم است .
١١٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خردمند ، كسى است كه به دين خود ، چندان بپردازد كه از ديگران فارغ باشد .
٥ / ٤
نشانه هاى بلوغ عقل
١١٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند ، خرد را سه قسمت كرده است . هر كه اين سه قسمت در او باشد ، خردش كامل است و هر كه در او هيچ نباشد ، خردمند نيست : شناختى نيكو از خداوند ، پيروى نيكو از او ، و پايدارى شايسته بر فرمانش .
١١٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل با چيزى شايسته تر از خرد ، عبادت نشد و مؤمن ، خردمند نيست ، مگر آن كه ده فضيلت در او جمع شود : خوبى از او اميد برود ، و بدى از او انتظار نرود ؛ خوبىِ اندكِ ديگران را بسيار بشمرد ، و خوبى هاى بسيارِ خود را كم بشمرد ؛ در سراسر زندگى اش از دانش طلبى خسته نگردد ؛ از رفت و آمد نيازمندان به نزد خويش ، دل تنگ نشود ؛ خوارى[ در راه دفاع از ارزش هاى دينى ]نزد او دوست داشتنى تر از عزّت[ دنيوى ]باشد ؛ فقر را بهتر از ثروتمندى دوست بدارد ؛ بهره او از دنيا قوت (نيازمندى هاى ضرورى زندگى) باشد . و امّا دهم ـ و چيست دهم ؟! ـ : كسى را نبيند ، جز آن كه بگويد : او از من بهتر و پارساتر است . همانا مردمان ، دو دسته اند : دسته اى كه از مؤمن ، بهتر و پارساترند و دسته اى ديگر ، كه بدتر از او و پايين تر از وى اند . پس هنگامى كه مؤمن ، بهتر و پارساتر از خود را ببيند ، در برابر او فروتنى مى كند تا به او برسد ، و هنگامى كه بدتر و پايين تر از خود را ببيند، مى گويد : شايد خوبى اش پنهان است و بدى اش آشكار ، و شايد پايان كارش به خير ختم شود . هر گاه چنين كند ، عظمتش افزايش مى يابد و بر مردم زمانش سَرورى مى كند .