حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٧
«و [ باز ]نه! سوگند به وجدان سرزنشگر!» .
«و من نفس خود را تبرئه نمى كنم ؛ چرا كه نفس قطعاً به بدى امر مى كند، مگر كسى را كه خدا رحم كند ؛ زيرا پروردگار من آمرزنده مهربان است» .
حديث
٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند عز و جل ، عقل را از نورى ذخيره و پنهان در علم ازلىِ خود آفريد و هيچ پيامبرِ فرستاده شده و فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نساخت . دانش را جان آن ، فهم را روحش ، زهد را سرش ، حيا را چشمانش ، حكمت را زبانش ، مهر را همّتش ، و رحمت را دلش قرار داد و آن گاه ده چيز را در او جا داد و او را به آنها توانايى بخشيد : يقين ، ايمان ، راستى ، آرامش ، اخلاص ، مدارا ، دَهِش ، قناعت ، تسليم بودن و سپاس گزارى . سپس فرمود : «پشت كن» و عقل ، پشت كرد . آن گاه به او فرمود : «رو كن» و او رو آورد . و آن گاه به او فرمود : «حرف بزن» . عقل گفت : ستايش ، از آنِ خدايى است كه ضد و انبازى ندارد ، مشابه و هم ترازى ندارد ، و معادل و همانندى برايش نيست ؛ خدايى كه همه چيز در برابر عظمتش خاضع و رام است . آن گاه پروردگار ـ تبارك و تعالى ـ فرمود : «به عزّت و جلالم سوگند ، آفريده اى بهتر از تو نيافريدم و فرمان بردارتر از تو برايم نيست و برتر از تو و شريف تر و عزيزتر از تو وجود ندارد . با تو مؤاخذه مى كنم و با تو مى بخشم . با تو به يگانگى شناخته مى شوم و با تو پرستيده مى شوم . با تو خوانده مى شوم و با تو به من پناه مى آورند و در پى من هستند . با تو از من مى ترسند و بيمناك مى شوند . و ثواب و عقاب با توست» .