حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٣
به نظر مى رسد كه نظريه نخست ، به مفهوم واژه «عقل» ، نزديك تر است و صحيح تر ، آن است كه عقل عملى ، به مبدأ ادراك و تحريك تفسير شود ؛ زيرا شعورى كه بايدها و نبايدهاى اخلاقى و عملى را هدف قرار مى دهد ، هم مبدأ ادراك است و هم مبدأ تحريك ، و اين نيروى ادراكى ، همان است كه قبلاً وجدان اخلاقى ناميده شد و در متون اسلامى از آن به «عقل طبع» ياد شده است .
عقل طبع و عقل تجربه
در متون اسلامى به جاى تقسيم عقل به نظرى و عملى ، تقسيم بندى ديگرى وجود دارد و آن ، تقسيم عقل به «عقل طبع» و «عقل تجربه» يا «عقل مطبوع» و «عقل مسموع» است . امام على عليه السلام مى فرمايد : العَقلُ عَقلانِ : عَقلُ الطَّبعِ و عَقلُ التَّجرِبَةِ، و كِلاهُما يُؤَدِّى المَنفَعَةَ . [١] عقل ، دو گونه است : طبيعى و تجربى، و هر دو ، سودآورند . و نيز فرموده است : رَأيتُ العَقلَ عَقلَينِ عقل را دو گونه يافتم: فَمَطبوعٌ و مَسموع، مطبوع و مسموع [٢] . و لا يَنفَعُ مَسموع عقل مسموع، بدون عقل طبيعى إذا لَم يَكُ مَطبوع، سودمند نيست كما لا يَنفَعُ الشَّمس چنان كه با فقدان نور چشم و ضَوءُ العَينِ مَمنوع. خورشيد، سودى ندارد . [٣]
[١] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : معرفت شناسى / ح ٢٢ .[٢] عقل مسموع ، يعنى آنچه با اسباب و عوامل بيرونى (چون آموزش، تربيت و...) حاصل مى شود. مترجم.[٣] ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : معرفت شناسى / ح ٢٣ .