دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩
٢ / ١
صفات خدا، عين ذات او هستند
٣٩٣٨.امام على عليه السلام : آغاز پرستش خدا ، شناخت او و ريشه شناخت او ، يگانه شمردن او و اساس يگانه شمردنش ، تشبيه نكردن اوست . بزرگ تر از آن است كه صفات در او حلول كنند ؛ چون خِردها بر اين نكته گواهى مى دهند كه در هر كس ، صفات حلول كند ، ساخته شده است ، در حالى كه خردها گواه اند كه خداى بِشكوه بزرگ ، سازنده است، نه ساخته . به ساخته خدا به او ره برده مى شود و با خِردها شناختش به دل گِرِه مى خورد و به ديده دقّت، حجّتش استوار مى شود . آفريده را دليل بر خود قرار داد تا از ربوبيتش پرده برگيرد . او يگانه است و در هميشگى بودنش ، منفرد ، در الوهيتش بى انباز و در ربوبيتش بى همتا . با تضادّى كه ميان اشيا متضاد قرار داده ، دانسته مى شود كه خود، ضدّى ندارد و با همراهى انداختنش ميان اشيا، فهميده مى شود كه همتايى ندارد .
٣٩٣٩.امام باقر عليه السلام : پروردگار من ـ تبارك و تعالى ـ هميشگى است ؛ زنده اى كه حياتش ذاتىِ اوست براى او زمانى قابل تصوّر نيست و موجود بودنش بدون چگونگى است . مكانى ندارد و در چيزى و بر چيزى نيست و براى خود، جايى پديد نياورد و پس از به وجود آوردن اشيا، نيرومند نشد و پيش از آفريدن آنها نيز ناتوان نبود و پيش از پديد آوردن آنها از تنهايى واهمه نداشت . به هيچ چيزى كه به خاطر آيد، شبيه نيست و پيش از پديد آوردن هستى، از آن تهى نبود و پس از رفتن آن نيز تهى نخواهد بود . هميشه زنده است بدون جان ، و فرمان روايى توانا پيش از آن كه چيزى بيافريند ، و فرمان روايى چيره پس از آفرينش هستى . هستى او ، چيستى و جا و مرز ندارد و شبيهى براى آن، شناخته نمى شود و از درازاى ماندن ، فرسوده نمى شود و مدهوش چيزى نمى شود ؛ بلكه همه چيز از بيم او مدهوش مى شود . زنده است ، امّا نه به دميدن جان جديد . هستى او به وصف نمى آيد و چگونگى نمى يابد و در جايى نمى گنجد و در كنار چيزى جاى نمى گيرد ؛ بلكه زنده اى شناخته شده و فرمان روايى هماره نيرومند و فرمان فرماست . هر چه بخواهد ، همان گاه كه بخواهد ، پديد مى آورد ، حدّ نمى پذيرد و تجزيه ناپذير است و فنا نمى گيرد . اوّل بوده، بدون چگونگى و آخر خواهد بود، بدون مكان، و هر چيز تباه خواهد شد، جز وجه او . آفرينش و كار به دست اوست. خجسته است خداوند ، پروردگار جهانيان .