دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
فصل دوم : اَحَد ، واحد
واژه شناسى «اَحَد» و «واحد»
صفت «اَحَد (يگانه) » ، صفت مشبّهه است و صفت «واحد(يكتا)» ، اسم فاعل و هر دو برگرفته از مادّه «وحد» هستند كه بر يگانگى ، دلالت دارد. از آن جا كه دلالتِ صفت مشبّهه بر مادّه ، بيشتر و قوى تر از دلالت اسم فاعل است، دلالت «احد» بر يگانگى ، بيشتر از دلالت «واحد» است . طبيعى است كه اين دو صفت ، در كاربرد ، با هم تفاوت دارند ، به گونه اى كه در برخى موارد، تنها يكى از دو صفت به كار مى رود. براى مثال ، واژه «احد» ، در مقام وصف غير خداوند متعال به كار نرفته است؛ امّا در عدد «أحد عشر (يازده ) » به كار مى رود، به خلاف واژه «واحد» كه براى عدد يازده به صورت «واحد عشر» به كار نمى رود . ابو اسحاق نحوى نيز اين مطلب را گفته و افزوده كه «احد» در سخن منفى به كار مى رود و «واحد» در سخن مثبت، يعنى گفته مى شود : «ما أتانى مِنهُم أحد؛ هيچ يك از آنها نزد من نيامد»؛ ولى براى رساندن همين معنا گفته نمى شود : «ما أتانى مِنهُم واحد». با چشم پوشى از اين نكات، «احد» به معناى «واحد» است. از همين رو ، جوهرى (واژه شناس مشهور عرب) نيز بر اين مطلب ، تصريح كرده و فيّومى گفته : «واحد» ، همان «احد» است.