دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٣
٤١٠٠.امام على عليه السلام : ستايش ، خداى راست ... كه همّت هاى بلند ، او را درنمى يابند و ژرف انديشىِ خردها به او دست نمى يابد؛ آن كه براى توصيف او ، حدّ معيّنى نيست ... . هر كه او را نشناخته است، به او اشاره مى كند و آن كه به او اشاره مى كند ، او را محدود ساخته است و آن كه او را محدود ساخته، او را به شمارش آورده است . و هر كه گفت : «در چيست؟» ، او را درون چيز ديگرى نهاده و هر كه گفت : «بر روى چيست؟» ، مكانى را از او خالى دانسته است .
٤١٠١.امام على عليه السلام : براى او صفتى دست يافتنى ، و حدّى كه در آن بتوان براى او مَثَل زد ، وجود ندارد. سخن آرايى ها در توصيف او درمانده گشتند و توصيف هاى گوناگون در آن جا نابود گرديدند . و رهيافت هاى ژرف انديشه در ملكوت او سرگردان شدند. و تفاسير جامع ، پيش از راهيابى به دانش او باز ايستادند و در برابر غيب پوشيده او ، پرده هايى (موانعى) از غيوب ، حايل شدند كه در نزديك ترين نزديكان آن پرده ها ، خِردهاى بلندپرواز در امور باريك، سرگشته گشتند .
٤١٠٢.امام حسين عليه السلام : خداى خود را بدانچه خود را به آن وصف كرده، وصف مى كنم و او را بدانچه خود را به آن شناسانده، مى شناسم: با حواس ، ادراك نمى شود و با مردمان ، سنجيده نمى گردد . نزديك است ، امّا نه چسبيده، و دور است ، امّا نه با فاصله . يگانه شمرده مى شود و بخش بخش نمى گردد. او با نشانه ها شناخته شده و با علامات ، وصف گرديده است. خدايى جز او نيست كه بزرگِ بلندمرتبه است.
٤١٠٣.امام حسين عليه السلام : وصف كنندگان [از وصف] كُنه عظمت او ناتوان اند و اندازه جبروت او ، بر دل ها نمى گذرد؛ زيرا او در ميان اشيا، همتا ندارد . دانشمندان با خِرد خود و انديشمندان با انديشه خود ، او را درك نمى كنند، جز آن كه از روى يقين به غيب ، [وجود او را] تصديق مى كنند؛ زيرا او به چيزى از صفات آفريدگان ، وصف نمى شود ، و اوست يگانه بى نياز، و هر چه در وهم مى آيد، جز اوست . خداوندگار نيست آن كه در تيررس [انديشه ها] قرار مى گيرد و معبود نيست آن كه در هوا يا جز هوا يافت مى شود.