دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥١
٤٠٠٨.امام صادق عليه السلام : اسم خدا ، غير از اوست و هر چيز كه اسم چيزى بر او اطلاق شود ، مخلوق است ، بجز خداوند .
٤٠٠٩.الكافى ـ به نقل از ابن سنان ـ: از امام رضا عليه السلامپرسيدم : آيا خداوند ارجمند و والا ، پيش از آفرينش مخلوقات، به خود آگاه بود ؟ فرمود : «آرى» . گفتم : خود را مى بيند و مى شنود ؟ فرمود : «به آن، نيازمند نيست ؛ چون از آن جويا نمى شود و از او نمى خواهد . او خودِ اوست و خودش اوست . قدرتش، نافذ است و نياز ندارد كه خود را بنامد ؛ امّا اسم هايى براى خود برگزيده تا غير او ، وى را بدانها بخوانند ؛ چون اگر به اسمش خوانده نشود ، شناخته نمى شود، و نخستين چيزى كه براى خود برگزيد ، «العلىّ العظيم (والاى بزرگ)» است ؛ چون او والاترينِ همه چيزهاست ، پس ذاتش، «اللّه » و اسمش ، والاى بزرگ است و آن، نخستينِ اسم هاى اوست ، كه بر هر چيزى برترى دارد» .
٤٠١٠.امام رضا عليه السلام : بدان كه صفتى براى غير موصوفْ [متصوَّر] نيست و اسمى براى غير مسمّا نيست و حدّى براى نامحدود نيست و صفت ها و اسم ها، همگى بر كمال و وجود دلالت مى كنند و نه بر احاطه ، همان گونه كه حدود چهار ضلعى و سه ضلعى و شش ضلعى [در شكل ها و مساحت ها] ، بر احاطه دلالت دارند ؛ چون معرفت خداى عزيز جليل پاك، به صفت ها و اسم ها دريافته مى شود و نه با تحديد به طول و عرض و قلّت و كثرت و رنگ و وزن و چيزهايى شبيه اين . هيچ يك از اينها، در خداى جليل پاك، حلول نمى كنند تا مردم، او را آن گونه بشناسند كه خود را مى شناسند، به همان ضرورتى كه ياد كرديم ؛ بلكه به وسيله صفت ها به خدا ره برده مى شود و به اسم هايش درك مى گردد ... . اگر صفت هاى او ـ كه سِتايشش بشكوه باد ـ به او ره نمى بُرد و اسم هايش به سوى او نمى خوانْد و حالْ اين كه علم مردم، به ذات خدا نمى رسد ، عبادت مردم، در برابر اسم ها و صفت هاى خدا مى بود و نه ذات او . پس اگر اين گونه نبود ، معبود يگانه ، كسى غير از خداى متعال مى بود ؛ چون صفات و اسم هاى او غير از اوست .