دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧
فصل چهارم : بارئ
واژه شناسى «بارئ»
صفت «بارئ (آفريننده) » ، اسم فاعل از مادّه «برأ» است كه دو معنا دارد : يكى آفريدن ، و ديگرى دور شدن و جدا شدن از يك چيز . در معناى نخست گفته مى شود : «برأ اللّه الخلق، يبرؤهم، بَرْءا ؛ خداوند آنان را آفريد» و «هو البارئ ؛ او آفريننده است» .
بارئ ، در قرآن و حديث
در قرآن كريم ، صفت «بارئ» چهار بار به كار رفته است : يك بار با واژه «البارئ (آفريننده ) »، دوبار با واژه «بارئكم (آفريننده شما ) » و يك بار با تعبير «نبرأها (آن را بيافرينيم)» كه در صورت فعلى به خداوند متعال نسبت داده شده است. احاديث، ويژگى هاى اين صفت را تبيين كرده اند . برخى احاديث ، خداوند را بارئ (آفريننده) همه اشيا و آفريده ها ذكر كرده اند : «اى آفريننده هر چيز!»، «آفريننده تمام آفريده ها». برخى احاديث نيز آفرينندگى خدا عز و جل را بدون الگوى پيروى شده، دانسته اند : «منزّه است آفريننده همه چيز ، بى هيچ نمونه اى كه از ديگرى بر جاى مانده باشد». از اين رو ، خداوند ، اشياى جهان را بر پايه الگوهاى ازلىِ خلق ناشده نيافريده است و آن گونه كه افلاطون مى پندارد، فعل خدا تابع مثال ها و صوَر ازلىِ ثابت نيست. ابن اثير ، اين ويژگى را در تعريف «بارئ» آورده و گفته است : بارئ ، كسى است كه آفريده ها را بدون الگو آفريده است . [١]
[١] بنا بر اين ، «بارئ» اخص از خالق است ؛ چرا كه «خالق» در آفرينش بر اساس الگو و يا بدون الگو اطلاق مى شود ، در حالى كه «بارئ» فقط بر نوع اخير دلالت مى كند. البتّه در احاديث ، خالق بودن خدا ، بدون الگوى از پيش موجود ، دانسته شده است.