دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٩
٤٠٨٨.امام على عليه السلام : خدا منزّه است! او آن گونه است كه خود ، توصيف كرده است و توصيف كنندگان ، به توصيف او نمى رسند.
٤٠٨٩.امام على عليه السلام : همانا آن كه از توصيف [موجودِ] داراى شكل و اندامْ ناتوان است، از توصيف آفريدگار آن، ناتوان تر و از دستيابى به او با معيارهاى آفريدگان، دورتر است.
٤٠٩٠.امام على عليه السلام : آن كه از توصيف آفريده اى مانند خود ناتوان است، چگونه خداى خود را توصيف كند؟
٤٠٩١.امام على عليه السلام : [ خداوند ، ] خِردها را به تعيين حد براى صفت خود ، آگاه نساخته و آنها را از شناخت بايسته خود ، محروم نكرده است.
٤٠٩٢.امام على عليه السلام : هر كه خداى را وصف كند، او را محدود كرده است و هر كه او را محدود كند، او را به شمارش آورده است و هر كه او را به شمارش آورد، ديرينگىِ او را باطل ساخته است. هر كه بگويد : «كجاست؟» ، براى او پايانى قرار داده است و هر كه بگويد : «بر روى چيست؟» ، مكانى را از او خالى دانسته است و هر كه بگويد : «در چيست؟» ، او را درون چيز ديگرى نهاده است.
٤٠٩٣.امام على عليه السلام : كمال توحيد خدا، اخلاص براى اوست، و كمال اخلاص براى او ، نفى صفات از اوست؛ زيرا هر صفتى گواهى مى دهد كه غير از موصوف است و هر موصوفى گواه است كه غير از صفت است . از اين رو ، هر كه خدا را وصف كند ، او را [با ديگرى ]قرين ساخته است.
٤٠٩٤.امام على عليه السلام : خداى را نشناخت آن كه خواستار توصيف او شد. و از او فراتر رفت آن كه او را همانند شمرد . و خطا كرد آن كه در پى كُنه او رفت. پس هر كه بگويد : «كجاست؟» ، او را در جايى نشانده است و هر كه بگويد : «در چيست؟» او را درون چيز ديگرى نهاده است و هر كه بگويد : «تا كجاست؟» ، براى او پايانى قرار داده است و هر كه بگويد : «براى چيست؟» ، براى او علّتى تراشيده است و هر كه بگويد : «چگونه است؟» ، او را همانند ساخته است و هر كه بگويد : «از كِى هست» ، براى او زمان نهاده است و هر كه بگويد : «تا كِى هست» ، براى او غايتى گرفته است و هر كه براى او غايت بگيرد، او را جزءدار شمرده است و هر كه او را جزءدار بشمرد، او را به وصف آورده است و هر كه او را به وصف آورد ، به بيراهه رفته است و هر كه او را پاره پاره بداند ، از او منحرف شده است.