دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٥
١١ / ٧
چيره گردن فرازان
٤٣٥٦.امام هادى عليه السلام : برتر و بالاتر است خداى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب ؛ پروردگار پروردگاران و فرمان رواىِ فرمان روايان و چيره چيرگان و فرمان رواى دنيا و آخرت .
١١ / ٨
چيره اى كه يارى نمى شود
٤٣٥٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوندا! به درستى كه تو ... چنان چيره اى كه يارى نمى شوى .
١١ / ٩
چيره اى كه ستم نمى كند
٤٣٥٨.امام كاظم عليه السلام : خداوندا! تو را به پاكى مى ستايم و به ستايش تو مى پردازم ... . [ تويى ]پاينده اى كه نمى خوابد و چيره اى كه ستم نمى كند.
١١ / ١٠
چيره بردبار
٤٣٥٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در احتجاج با ابو جهل ـ: آيا داستان خليل را ندانسته اى آن گاه كه به ملكوت ، بالا برده شد؟ همان سخن خداوندگارم «و آن سان ملكوت آسمان ها و زمين را به ابراهيم نشان مى دهيم و براى آن كه از اهل يقين گردد» . خداوند ، آن گاه كه او را تا آسمان بالا برد ، ديده او را چنان نيرومند ساخت كه زمين و هر كسِ آشكار و پنهان را بر روى آن ديد. پس مرد و زنى را بر كارى زشت ديد و آن دو را نفرين كرد و هلاك گشتند. پس دو نفر ديگر را ديد و براى آنان نفرين به هلاك كرد، پس هلاك شدند. پس دو نفر ديگر را ديد و آهنگ نفرين به هلاكت آنها كرد كه خداوند به او وحى فرمود : «اى ابراهيم! نفرينت را از بندگان و كنيزكان من بازدار؛ زيرا منم آمرزنده مهربان چيره بردبار . گناهان بندگانم ، مرا زيانى نمى رساند ، همان سان كه اطاعت ايشان مرا سودى نبخشد... . اى ابراهيم! مرا با بندگانم تنها بگذار كه من به ايشان از تو مهربان ترم . مرا با بندگانم تنها بگذار كه منم چيره بردبار، بسيار داناى فرزانه، به دانش خودْ ايشان را تدبير مى كنم و قضا و قدر خود را در ميانشان اجرا مى كنم ».