دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩
٤٠٠٦.امام صادق عليه السلام : هر كس خدا را به خيال بپرستد ، كافر شده است و هر كس اسم و نه معنا را بپرستد، كافر شده است و هر كس اسم و معنا را با هم بپرستد ، مشرك شده است ؛ امّا كسانى كه معنا را بپرستند و اسم ها را به همان گونه صفاتى كه خدا خود را بدانها توصيف كرده است، بر او اطلاق كنند و دل خود را بدان گره بزنند و در نهان و آشكار ، زبانشان بدان گويا شود ، اينان ياران حقيقىِ امير مؤمنان عليه السلامهستند . [ و در نقلى ديگر : ] آنان ، مؤمنان حقيقى هستند .
٤٠٠٧.امام صادق عليه السلام ـ به زِنديقى كه از ايشان پرسيد : چگونه مردم اجازه: خداوند ـ كه ستايشش بشكوه و نام هايش پاك است ـ نام ها را براى مردم روا داشته و به آنها بخشيده است و گوينده اى از مردم، به چيزى مى گويد : «يگانه» و به خدا هم مى گويد : «يگانه» و مى گويد : «نيرومند» و به خداى يگانه متعال هم مى گويد : «نيرومند» و مى گويد : «سازنده» و خدا هم سازنده است و مى گويد : «روزى رسان» و خدا هم روزى رسان است و مى گويد : «شنوا و بينا» و خدا هم شنوا و بيناست، و شبيه اينها . پس كسى كه به انسان مى گويد : «يگانه» ، اين نامى براى اوست و شبيه هم دارد ؛ اما خداوند، يگانه است و اين هم براى او اسم است، ولى شبيهى ندارد و مفهوم هر دو [توصيف] ، يكسان نيست . و امّا اسم ها ، رهنمونىِ ما به مسمّا هستند ؛ چون ما انسانى يگانه را مى بينيم و تنها وقتى خبر از يگانگىِ او مى دهيم كه تنها باشد . پس دانسته مى شود كه در واقعْ انسان ، يگانه نيست ؛ چون اندام او گوناگون است و اجزايش يكسان نيست و گوشتش غير از خون او و استخوانش غير از رگش و مويش غير از ناخنش و سياهى اش غير از سفيدى اش است و مخلوقات ديگر هم اين گونه اند . انسان، فقط به اسم ، يگانه است و نه هم در اسم و هم معنا و خلقت . پس وقتى خدا، يگانه خوانده مى شود، يگانه اى است كه يگانه اى جز او نيست ؛ چون گوناگونى در او نيست و او ـ تبارك و تعالى ـ شنوا و بينا و نيرومند و عزيز و حكيم و داناست . والا باد خداوند ، بهترين آفريدگار !