دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٣
٤١٧١.امام صادق عليه السلام : خداىِ والا و بلندمرتبه... بود ، آن گاه كه نه زمين بود و نه آسمان ، و نه شب و نه روز ، و نه خورشيد و نه ماه و نه ستارگان ، و نه ابر و نه باران و نه باد .
٤١٧٢.امام رضا عليه السلام ـ به نقل از كتاب الفقه منسوب به ايشان ـ: خدايا! تو تويى ، آن گونه كه هستى ، آن جا كه هستى . جز تو ، كسى چگونگىِ تو را نمى داند . از آنچه در ازل بودى، دگرگون نمى شوى، و از ميان نمى روى و پشت نمى كنى . اوّل بودن تو ، چون آخر بودن توست و آخر بودن تو، چون اوّل بودن توست، آن گاه كه آفريده ها فانى و حقايق ، آشكار مى شوند . جايگاه تو را فرشته اى مقرّب و پيامبرى مكرّم نمى شناسد و كسى ، كجايى و چگونگى و هستى تو را نمى داند . پس ، تويى يگانه جاودانه و فرمان روايىِ تو ، هميشگى است و سلطنت تو ، به سر نمى آيد. تو زوال ناپذيرى و فرمان روايىِ تو ، پايان ناپذير، و سلطنت تو ، دگرگونى نمى يابد. فرمان روايىِ تو ، پيوسته است و سلطنت تو ، ديرينه. از تو و به تو [ پناه مى جوييم ] ، نه به ديگرى و نه از ديگرى؛ زيرا تو هماره هستى . ازل [ ، پابرجا] به توست ، نه تو [ پابرجا ] به آن . تو جاودانه اى . منزّهى و از آنچه مى گويند ، بسى والاترى .
٤١٧٣.امام جواد عليه السلام ـ در دعايش در قنوت ـ: خدايا! تو اوّلى ، بدون اوّل بودنِ بر شمردنى ، و آخرى ، بدون آخر بودنِ حد بَردار .
٤١٧٤.التوحيد ـ به نقل از على بن مهزيار ـ: امام باقر عليه السلامبا دست خط خود، به مردى نامه نوشت و در آن خواندم كه براى او دعايى نوشته بود كه بگويد : «اى آن كه پيش از هر چيز بود، پس همه چيز را آفريد، سپس پايدار مى ماند و همه چيز از ميان مى رود!».