دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩١
٤١٦٨.الكافى ـ به نقل از ابن ابى يعفور ـ: از امام صادق عليه السلام درباره سخن خداى عز و جل «اوست اوّل و آخر» پرسيدم و گفتم : [معناى] «اوّل» را دانستيم. تفسير «آخر» را براى ما باز گو . فرمود : «همانا چيزى نيست، جز آن كه از بين مى رود ، يا دگرگون مى شود ، يا دگرگونى و زوال در آن راه مى يابد و يا از رنگى به رنگى و از شكلى به شكلى و از وصفى به وصفى و از افزونى به كاستى و از كاستى به افزونى در مى آيد، جز خداوندگار جهانيان؛ چرا كه او همواره به يك حالت بوده و هميشه به همان حالت خواهد بود. اوست اوّلِ پيش از هر چيز و اوست آخِر بر آنچه (بر آن وصفى كه) از ازل بوده است و صفات و نام ها در او، آن گونه كه بر غير او دگرگون مى شوند ، دگرگونى نمى پذيرند .
٤١٦٩.امام صادق عليه السلام : يكى از عالمان اهل كتاب ، نزد امير مؤمنان عليه السلامآمد و گفت : خداوندگارت كِى بوده است؟ به او فرمود : «مادرت به سوگت بنشيند! كِى نبوده تا بتوان گفت : كِى بوده است؟ خداوندگارم پيش از پيش و بدون پيش و پس از پس و بدون پس است. پايان و فرجامى براى پايان او نيست. پايان ها در آستان او به سر آمدند ... . پس ، او فرجام هر پايانى است».
٤١٧٠.التوحيد ـ به نقل از ابو بصير ـ: امام صادق عليه السلامظرفى چوبين بيرون آورد و از آن ، برگى در آورد كه در آن [اين عبارات] بود : «منزّه است يگانه اى كه خدايى جز او نيست و ديرينه آغازگرى كه آغازى ندارد و جاودانى كه تمامى ندارد».