دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥
٣ / ٣ ـ ٢
دليل هاى يگانگى در تدبير
قرآن
«اگر در آن دو (آسمان و زمين) ، جز خدا ، خدايانى [ديگر] بود ، بى گمان ، تباه مى شدند . پس منزّه است خداوند ، صاحب عرش ، از آنچه وصف مى كنند» .
«خدا ، فرزندى نگرفته و هيچ خدايى با او نبوده است كه اگر بود ، هر خدايى آفريده هاى خود را مى بُرد و يكى بر ديگرى برترى مى جست . خدا از آنچه وصف مى كنند ، منزّه است» .
«بگو : اگر آن گونه كه مى گويند ، خدايانى با او بودند ، در آن صورت ، [هر يك ]راهى به صاحب عرش مى جستند [و درگيرى مى شد] . او منزّه و بسى والاتر و برتر است از آنچه مى گويند» .
حديث
٣٩٦٥.تفسير القمّى : [ درباره آيه] «بگو : اگر آن گونه كه مى گويند ، خدايانى با او بودند ، در آن صورت، [هر يك ]راهى به صاحب عرش مى جستند» ، فرمود : اگر آن گونه كه ادّعا مى كنند ، بت ها خدا بودند ، به سوى عرش بالا مى رفتند .
٣٩٦٦.تفسير القمّى : سپس خدا ادّعاى دوگانه پرستان را كه به دو خدا معتقدند، رد كرد و فرمود : «خدا، فرزندى نگرفته و هيچ خدايى با او نبوده است ؛ چرا كه اگر بود ، هر خدايى آفريده هاى خود را مى بُرد و آن گاه، يكى بر ديگرى برترى مى جست» . يعنى اگر آن چنان كه ادّعا مى كنيد، دو خدا بودند ، با هم درگير مى شدند . اين، مى آفريد و آن، نمى آفريد ، اين، اراده مى كرد و آن، اراده نمى كرد و هر يك به دنبال چيره شدن بر ديگرى بود و چون يكى اراده آفريدن انسان مى كرد ، ديگرى اراده آفرينش حيوان مى كرد و اين نمى شود كه موجودى در يك حال، هم انسان و هم حيوان باشد، و چون اين باطل است ، ثابت مى شود كه تدبير و كار، از آنِ يكى است و تدبير و استوارى و تكيه هر يك به ديگرى، وحدت صانع را نيز اثبات مى كند و اين، همان گفته اوست كه «خداوند، فرزندى نگرفته است» تا «آن گاه، يكى بر ديگرى برترى مى جست» ، كه بلافاصله، پس از آن گفت : «منزّه است خدا از آنچه وصف مى كنند» .