دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧
فصل پانزدهم : حاكم
واژه شناسى «حاكم»
صفت «حاكم» در لغت، اسم فاعل از مادّه «حكم»، به معناى باز داشتن است و به كسى گفته مى شود كه اختلافات مردم را فيصله مى دهد و مردم به سخن او گردن مى نهند و بدين سان، حكم حاكم، در حقيقتْ مانع ستم و ستيزه مى گردد.
حاكم، در قرآن و حديث
تعبير «بهترين حاكمان»، در قرآن كريم سه بار و تعبير «حاكم ترينِ حاكمان»، دو بار در وصف خداى متعال به كار رفته است. برگرفته هاى ديگر مادّه «حكم» نيز، ٣٧ بار به خداوند متعال نسبت داده شده است. حكم خداوند، از يك جهت، به دو قسم بخش پذير است : تشريعى و تكوينى. حكم تشريعى، عبارت است از اوامر و نواهى خداوند سبحان كه پيامبران و پيشوايان معصوم عليهم السلام ، آنها را در قالب احكام تكليفىِ پنجگانه به مردم رسانده اند. حكم تكوينى خداوند، عبارت است از اراده و قضا و قدر الهى، كه در جهان جارى است. حقّ قانون گذارى و امر و نهى، از آنِ آفريدگار و مالك مردمان است و بايسته است كه احكام ديگران، به حكم خدا برگردد و بر طبق قانون خدا باشد. احاديث، ويژگى هايى را به حكم خداوند نسبت داده اند، مانند : عادلانه و منصفانه بودن و نيكى و خوبى.