دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣١
٤٣٨٢.كمال الدين ـ به نقل از عبد العظيم حسنى پسر عبد اللّه ـ: بر سرورم امام هادى عليه السلاموارد شدم. چون مرا ديد ، به من فرمود : «خوش آمدى ، اى ابو القاسم! تو به راستى ، دوست مايى» . به ايشان گفتم : اى پسر پيامبر خدا! من مى خواهم دينم را بر تو عرضه كنم كه اگر پسنديده است ، تا ديدار خداوند عز و جلبر آن استوار بمانم. فرمود : «اى ابو القاسم! [ باورهاى دينى ات را ]بياور». گفتم : من مى گويم كه خداوند والا و بلندمرتبه، يگانه است كه چيزى همانند او نيست. از دو حدّ تعطيل و تشبيه ، بيرون است و او نه جسم است و نه صورت ، و نه عرض است و نه جوهر؛ بلكه اوست جسم بخشِ اجسام و صورتگر صورت ها و آفريدگار اعراض و جواهر، و پروردگار هر چيز و مالك آن و سازنده آن و پديد آورنده آن ... . امام هادى عليه السلام فرمود : «اى ابو القاسم! به خدا سوگند ، اين همان دين خداست كه آن را براى بندگانش پسنديده است. پس بر آن ، استوار بمان . خداوند ، تو را در زندگىِ دنيا و در آخرت ، بر سخن [ و عقيده ] استوار ، ثابت بدارد» .