دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١
٣٩٣٠.امام صادق عليه السلام : نام خدا، غير از خداست و جز خدا، هر چه كه شى ء بر آن اطلاق شود ، مخلوق است ؛ امّا آنچه زبان ها بدان تعبير مى كنند و يا دست ساز [انسان ]است، [١] مخلوق است و خداوند، غايت سالكان به سوى اوست و غايت [تصوّر شده] غير از خودِ غايت است . غايت، موصوف است و هر موصوفى ، ساخته شده و سازنده اشيا ، حدّى معيّن ندارد تا بدان وصف شود و [خدا] ساخته نشده تا از ساختن سازنده اش به كُنهش پى برده شود و تا هر كجا كه دور بروى ، باز، فراتر از آن است . هر كس اين حكمت را بفهمد ، هيچ گاه به خوارى [جهل] در نيفتد و اين است توحيد ناب . پس باورش بداريد و تصديقش كنيد و به اذن خدا ، دركش نماييد . هر كس ادّعا كند كه خدا را به پرده و شكل و نمادى مى شناسد ، مشرك است ؛ چون پرده و نماد و شكل، غير از اوست . او يگانه يگانه شمرده شده است . پس، آن كه ادّعا مى كند او را با غير او شناخته ، چگونه يگانه اش شمرده است ؟ تنها كسى خدا را شناخته كه خدا را به خدا شناخته باشد و هر كس كه او را به او نشناخته باشد ، او را نشناخته است ؛ بلكه غير او را شناخته است . و خداوند، آفريدگار چيزها از نيستى است . با نام هايش از او نام مى برند ؛ امّا او غير از نام هاى خود است و نام هايش هم غير از اويند و موصوف، غير از وصف كننده است . پس هر كس ادّعا كند به چيزى كه نمى شناسد ، ايمان دارد ، از [طريق] معرفت، دور افتاده است . مخلوق، چيزى را جز با [يارى] خدا درك نمى كند و به معرفت خدا هم، جز با خدا نمى توان رسيد . خدا از خلقش مجرّد است و خلقش از او به كنارند . هر گاه خدا اراده كارى را كند ، همان گونه كه خواسته ، واقع مى شود، بى آن كه سخنى بگويد . بندگانش پناهگاهى در برابر قضاى او و حجّتى در برابر آنچه پسنديده ، ندارند ، توان كارى را ندارند و چاره اى براى آنچه در كالبدهاى آفريده شده شان پديد آورده است، نمى توانند كرد ، جز به يارى پروردگارشان . پس هر كس ادّعا كند كه بر كارى تواناست كه خداى عز و جل نخواسته است ، ادّعاى [باطل ]غلبه اراده اش بر اراده خداوند دارد . والاست خداى جهانيان .
[١] يعنى واژه اى كه به عنوان نام خدا بر زبان مى آورند و يا با دست مى نويسند .