دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩
فصل نهم : بصير
واژه شناسى «بصير»
صفت «بصير (بينا) » ، بر وزن فعيل به معناى فاعل، برگرفته از مادّه «بصر» است كه دو اصل معنايى دارد : يكى ، آگاهى به يك چيز و ديگرى ، خشونت (درشتى) . بصير ، برگرفته از اصل نخست به معناى عالم (آگاه) است. واژه «بَصَر» به معناى نور و «مُبصِرة» ، يعنى روشنگر ، از اصل نخست برگرفته شده اند ؛ زيرا نور، منبع علم است و علم ، گونه اى از روشنايى است. چنين مى نمايد كه سبب اطلاق «بصر» به چشم نيز آن است كه چشم ، از مهم ترين راه هاى علم است . بر اين پايه، «بصير» به معناى عالم است. ضرورتى ندارد كه هر گاه بصر و بصير به كار مى رود، رؤيت با چشم مقصود باشد. بصيرت نيز از برگرفته هاى ماده «بصر» است و به معناى حجّت، زيركى، عبرت و عقيده درست دينى به كار مى رود و رؤيت با چشم ، در اين معانى لحاظ نمى شود. ابن اثير مى گويد : در نام هاى خداوند والا مرتبه، «بصير» به معناى كسى است كه همه اشياى آشكار و نهان را بدون اندام مشاهده مى كند و «بصر» در حقّ او ، عبارت از ويژگى اى است كه با آن ، كمال اوصاف اشياى ديده شده، آشكار مى شود .