دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١
٣٩١٦.امام صادق عليه السلام ـ چون از معناى «قُلْ هُ شناس نامه خداوند براى خلق اوست ، يگانه و جاودان ، هميشگى و ابدى . جوهر و سببى [١] نگاه دارنده او نيست ؛ بلكه اوست كه مبدأ نگاه دارنده حقيقت اشياست، آگاه از ناشناخته ها، شناخته شده نزد هر نادان و يكتاست. نه خَلقش در او راه دارند و نه او در خَلقش جاى دارد . نه حس مى شود، نه لمس ، نه ديده ها او را درمى يابند . در اوج است، امّا نزديك ، و نزديك است، امّا دور [ از دسترس] . نافرمانى مى شود و مى آمرزد ، اطاعت مى گردد و ارج مى نهد . نه زمينش او را در بر مى گيرد، نه آسمان هايش او را بر دوش مى كشند . اوست كه با قدرت خويش ، اشيا را حمل مى كند . جاودان است و هميشگى ، از ياد نمى بَرَد و سرگرم نمى شود، و اشتباه و بازى نمى كند و ميان اراده و مقصودش جدايى نيست و جدايى انداختنش [ميان بندگان ]براى سزا دادن است و امرش واقع است. نه مى زايد تا از او ارث برده شود، و نه زاده شده است تا شريك داشته باشد و هيچ همانندى براى او نيست .
٣٩١٧.امام صادق عليه السلام : يهوديان از پيامبر خدا سؤال كردند و چنين خواستند : شناس نامه خدايت را براى ما بيان كن ! ايشان ، سه روز درنگ كرد و پاسخى نداد . پس سوره «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» نازل شد .
٣٩١٨.التوحيد ـ به نقل از هشام بن سالم ـ: بر امام صادق عليه السلام وارد شدم . ايشان به من فرمود : «آيا خدا را توصيف مى كنى ؟». گفتم : آرى . فرمود : «بگو» . گفتم : او ، شنوا و داناست . فرمود : «اين، صفتى است كه مخلوقات هم دارند» . گفتم : پس چگونه توصيفش مى كنى ؟ فرمود : «او نورى بدون تاريكى، زندگى اى بدون مرگ، دانشى بدون جهل، و حقّى بدون باطل است» . پس از نزدش بيرون آمدم ، در حالى كه داناترينِ مردم به توحيد بودم .
[١] مى توان «ظلّ» را به معناى جوهر و سبب ندانست ؛ بلكه مانند علامه طباطبايى رحمه الله ، آن را به معناى حدّ و مرز اشيا دانست ؛ يعنى چيزى خدا را محدود و متعيّن نمى كند ، بلكه اوست كه اشيا را تهديد مى كند و حقيقت مى بخشد و نگاه مى دارد و به هر حال، ظلّ در اين جا به معناى سايه نيست ؛ بلكه همان گونه كه شارحان حديث احتمال داده اند، معناهاى ديگر دارد (ر . ك : شرح اُصول الكافى ، ملاّ صالح مازندرانى، ج ٣ ص ١٣٩، التوحيد: صدوق، ص ٥٨ ، الميزان : ج ٨ ص ٢٦٣) . (م)