دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧
٣٩١٠.فاطمه عليهاالسلام ـ در احتجاج بر مردم ، هنگامى كه فَدَك را از او با: گواهى مى دهم كه خدايى جز خداوند نيست ، يگانه و بى شريك ؛ سخنى كه تأويل آن را ، اخلاص و شريك نگرفتن قرار داده و دل ها را به پيوستن به اين سخن، ملزم كرده و انديشه ها را با انديشيدن در آن، روشن ساخته است .
٣٩١١.امام باقر عليه السلام ـ درباره گفته خداى ـ تبارك وتعالى ـ: «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ؛ بگو : او خداى يكتاست» ـ : قُلْ يعنى : با كنار هم چيدن حروفى كه برايت قرائت كرديم ، آنچه را به تو وحى كرديم و از آنها باخبرت ساختيم ، آشكار كن تا آن كس كه بدان گوش مى سپارد و حضور مى يابد ، راه يابد . و «هو (او)» ، نامى است كه براى اشاره به غايب وضع شده است : «هاء» از ثبوت خبر مى دهد و «واو» آن، اشاره به غيبتش از حواس دارد ، همان گونه كه گفته تو : «هذا (اين)»، اشاره به حاضر نزد حواس دارد و اين، از آن روست كه كافران از خدايان خود با حرف اشاره حاضر و محسوس ، خبر دادند و چنين گفتند : اينها خدايان قابل حسّ و درك ما با ديده ها هستند . پس اى محمّد ! تو نيز به خدايى كه به او فرا مى خوانى ، اشاره كن تا او را ببينيم و دركش كنيم و سرگردان نشويم . پس خداى ـ تبارك و تعالى ـ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» را فرو فرستاد كه «هاء» براى نشان دادن ثبوت است و «واو» براى اشاره به آن كه از ديدرسِ ديده ها و درك حواس، غايب است كه او والاتر از اين است ؛ بلكه او درك كننده ديده ها و پديد آورنده حواس است .