دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١
مرتبه پنجم : توحيد در اطاعت
توحيد در اطاعت (طاعت) ، عبارت است از يگانه پرستى در فرمانبَرى خدا ، بدين معنا كه انسان، از هيچ كس جز خداوند متعال و كسانى كه او معيّن كرده است، حقّ اطاعت ندارد و پيروى از فرمان غير خدا، در صورتى كه بر خلاف فرمان او باشد، شرك شمرده مى شود ، هر چند فرمان روا ، نفسِ انسان باشد كه خداوند، از آن به «معبود» ياد كرده است، در آن جا كه در قرآن فرموده است : «آيا كسى را كه هوس خويش را معبودش گرفته ، ديده اى؟» . توحيد در طاعت ، لازمه توحيد در تشريع و قانون گذارى است ؛ زيرا اگر قانون گذارى منحصر به خداست، طبعا اطاعت از غير او، در صورتى كه فرمانش مخالف فرمان خدا باشد، به معناى شريك قرار دادن براى خدا در قانون گذارى است. بنا بر اين، اجتناب از فرمانبرى هوس هاى نامشروع و نيز فرمانبرى زورمداران ـ كه در فرهنگ قرآن ، «طاغوت» ناميده مى شوند ـ ، بلكه پرهيز از پيروى هر چيز و هر كس كه انسان را به انجام دادن كارى بر خلاف فرمان خداوند متعال دعوت كند ، براى رسيدن به اين مرتبه از توحيد، ضرورى است و در يك جمله : گناه و نافرمانى از خدا، در واقع، شرك در طاعت است و تنها كسانى كه مطلقاً از گناه اجتناب مى كنند، مشرك به اين معنا نيستند ، چنان كه امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريف «و بيشترشان به خدا ايمان نمى آورند؛ بلكه شرك مى ورزند» ، مى فرمايد : مقصود، شرك در اطاعت است، نه شرك در عبادت . توحيد در طاعت، همانند تقوا، داراى سه مرحله است : مرحله اوّل : انجام دادن واجبات و ترك محرّمات الهى ؛ مرحله دوم : انجام دادن مستحبّات و ترك مكروهات ؛ مرحله سوم : پرهيز از آنچه رنگ و بوى خدايى ندارد ، اعم از: گناه يا مكروه و يا مباح . پيامبر خدا، در رهنمودى به ابو ذر مى فرمايد : اى ابو ذر! بايد در هر چيز، نيّت شايسته داشته باشى، حتّى در خوردن و خوابيدن . اين رهنمود، به اين مرحله از توحيد ـ كه بالاترين مرحله توحيد در طاعت است ـ اشاره دارد . «پس تا مى توانيد، از خدا پروا كنيد و بشنويد و فرمان بريد و مالى براى خودتان انفاق كنيد، و البته كسانى كه از خسّت نفس خويش مصون بمانند ، همانان، رستگاران اند» . «هر كه پيامبر را فرمان بَرَد ، خدا را فرمان برده است و هر كس روى گردانَد ، ما تو را نگهبان ايشان نفرستاده ايم» . «اى كسانى كه ايمان آورديد ! از خدا فرمان ببريد و از پيامبر، فرمان ببريد و نيز از اختيارداران شما» . «و بيشترشان به خدا ايمان نمى آورند، بلكه شرك مى ورزند» . «بى گمان ، در ميان هر امّت ، فرستاده اى برانگيختيم [تا ندا دهد:] خدا را بنده باشيد و از طاغوت بپرهيزيد» . «و آنان را مژده باد كه از بندگى طاغوت، پرهيز كرده، به سوى خدا باز گشتند» . «[يهوديان و مسيحيان] دانشمندان و راهبان خود و مسيح پسر مريم را به جاى خدا ، ارباب خود گرفتند ، با آن كه فرمان داشتند كه جز بنده خداى يگانه نباشند، كه جز او خدايى نيست و از آنچه شريكش مى گيرند، منزّه است» . «ولى چنين نيست . به پروردگارت سوگند كه ايمان نمى آورند ، مگر آن كه تو را در اختلافات ميان خود، حاكم سازند و سپس، از حكمى كه داده اى، دلخور نگردند و سرِ تسليم فرود آورند» .