دانشنامه عقايد اسلامي - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧
مرتبه چهارم : توحيد در حُكم
توحيد در حكم، عبارت است از يكتايى خداوند در تشريع احكام و قانون گذارى. از نظر قرآن، تنها خداوند متعال، حقّ وضع قانون و صدور دستور اجراى آن را دارد و پيروى از هر قانونى در زندگى فردى و اجتماعى بشر، بجز قانون الهى، شرك محسوب مى شود . دليل اين كه قانون گذارى و اجراى آن، تنها حقّ خداست و جز كسانى كه او معيّن كرده، حقّ حكم كردن و حكومت ندارند، اين است كه : بهترين قانون گذار، كسى است كه بيش از ديگران ، انسان و نيازهاى او را بشناسد و اصول تكامل او را بداند و از هراسيدن در اجراى قانون، وارسته باشد. هيچ كس جز خداوند متعال، واجد اين خصوصيات به طور كامل نيست . او به دليل اين كه انسان را آفريده ، با همه استعدادها و نيازهاى او آشناست و به دليل اين كه علمِ مطلق است ، اصول تكامل او را مى داند و به دليل اين كه بى نياز مطلق است ، هيچ مانعى نمى تواند مانع حكم كردن و يا حكومت او گردد . بر اين اساس ، قرآن كريم، خدا را با ويژگى هاى «بهترينِ حاكمان» و «حكمران ترينِ حاكمان» و «بهترينِ جداكنندگان» توصيف مى نمايد و قانون گذارى را در انحصار او ( «حكم ، تنها از آنِ خداست» و حكومت را حقّ نمايندگان او مى داند، چنان كه خداوند متعال، خطاب به داوود عليه السلاممى فرمايد: «اى داوود ! ما تو را جانشين در زمين كرديم. پس ميان مردم، به حق حكم كن و از هوا و هوس پيروى مكن» .