جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥٨
قرائت مشهور، «تحسبنّ» است كه خطاب به پيامبر (ص) و براى تقويت قلب و آرامش آن حضرت است. ١ آنچه در ذيل مىآيد، بر اساس قرائت «يحسبنّ» مىباشد.
١. الميزان ٩/ ١١٤.
١. هشدار خداوند به يهوديان مدينه در باره پندار پيشىجستن بر مسلمانان با شكستن پيمان: خداوند در اين آيه به يهوديان [كه در آيات پيشين به پيمانشكنىشان اشاره شد] هشدار مىدهد كه بدانند با پيمانشكنى و خيانت نمىتوانند پيشى گيرند و كامياب شوند. ١ و لا يحسبنّ الذين كفروا سبقوا ١. فى ظلال ٤/ ٤٨.
٢. ناتوانى يهوديان از درمانده كردن خداوند، دليل بطلان پندار پيشى گرفتن بر مسلمانان: جمله «انّهم لا يعجزون» تعليل جمله «لا يحسبنّ» است. ١ بنا بر اين احتمال كه مفعول «لا يعجزون»، «اللّه» باشد ٢، معناى آيه اين است كه پندار يهوديان در باره پيشى گرفتن بر مسلمانان با پيمانشكنى و خيانت از آن رو باطل است كه خداوند، مقتدر و شكستناپذير است و آنان نمىتوانند او را درمانده كنند.
و لا يحسبنّ الذين كفروا سبقوا إنّهم لا يعجزون ١. الميزان ٩/ ١١٤.* ٢. راهنما ٦/ ٥٤٠.
٣. مژده خداوند به پيروزى مسلمانان بر يهوديان پيمانشكن: بيان ناتوانى يهوديان در سبقت جستن بر مسلمانان با پيمانشكنى و خيانت، در حقيقت به مسلمانان اين مژده را مىدهد كه خداوند با قدرت بىمانند خود آنان را بر يهوديان پيمانشكن پيروز مىگرداند و اين وعده با پيروزى آنان بر يهوديان مدينه تحقق يافت.
و لا يحسبنّ الذين كفروا سبقوا إنّهم لا يعجزون ٤. قوت و تأييد الهى، دليل پايبندى به پيمانها و حرمت پيمانشكنى در اسلام: از اين آيه استفاده مىشود اينكه اسلام پايبندى به پيمانهاى منعقد شده با دشمنان دين را واجب و خيانت و پيمانشكنى را حرام كرده است، نه از روى ضعف و