جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٤
بازگشت، بازگشت از دين است، نه فرار از جنگ؛ زيرا ارتباط ميان بازگشت از ايمان به كفر و موت يا قتل آن حضرت برقرار است، نه ميان فرار از جنگ و رحلت آن حضرت. افزون بر اين، اين تعبير در جنگهاى ديگرى مانند حنين و خيبر كه برخى فرار كردند، به كار نرفته است.
بنابراين، معناى آيه با لحاظ توبيخ و سرزنشى كه دارد، اين است: پيامبر سمتى جز رسالت ندارد، مالك هيچ امرى نيست و همه كارها به دست خداست. پس چرا ايمان خود را با زنده بودن حضرت گره مىزنيد تا با مرگ يا قتل ايشان بخواهيد دين خدا را رها كنيد و به قهقرا برگرديد و هدايت را از كف داده، گمراه شويد؟ ١ و ما محمّد إلّارسول ... أفإن مات او قتل انقلبتم على اعقابكم ١. الميزان ٤/ ٣٧.
٢. لزوم ايستادگى پيكارگران در ميدان نبرد حتّى با كشته شدن فرمانده: از آنجا كه پيامبر اسلام فرماندهى پيكارگران احد را برعهده داشت و با توجه به شأن نزول آيه مبنى بر فرار برخى پس از شايعه كشته شدن آن حضرت و نيز با توجه به توبيخ و سرزنش موجود در آيه، مىتوان از آيه استفاده كرد كه پيكارگران مسلمان در صورت كشته شدن فرماندهشان در ميدان نبرد، باز بايد همچنان مقاوم و استوار باشند و متزلزل نشوند.
و ما محمّد إلّارسول ... أفإن مات او قتل انقلبتم على اعقابكم ٣. تهديد برخى پيكارگران احد براى بازگشت به كفر: عبارت «و من ينقلب ...» در مقام تهديد و وعيد است؛ يعنى كسانى كه راه كفر را در پيش گيرند، تنها، به خويشتن زيان رساندهاند؛ زيرا خداوند هرگز از كفر كافران اندكى هم زيان نخواهد ديد. ١ و من ينقلب على عقبيه فلن يضرّ اللّه شيئاً ١. مجمع البيان ١- ٢/ ٨٥٠؛ الكبير ٩/ ٢٢.
٤. بزرگداشت استقامت كنندگان جنگ احد: جمله «سيجزى اللّه الشاكرين» استثنايى از ما قبل است و نشان مىدهد كه در جنگ احد، عدهاى دچار بازگشت از ايمان و سستى نشدند و در ادامه راه خدا كوتاهى نورزيدند. خداوند متعال اين عده را