جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٤
ميل نداشتند، نه اينكه آن را دشمن بدارند؛ زيرا ممكن است آدمى چيزى را كه موافق طبع او نيست، دوست نداشته باشد، امّا چون خداوند دستور داده است، آن را انجام دهد مانند روزه گرفتن در تابستان. ١ دو- جنگ موجب خسارات جانى و مالى و نيز سلب امنيت و آسايش مىشود و طبعاً براى برخى مؤمنان نيز ناخوشايند بوده است؛ زيرا چنان كه از آيات جنگ بدر، احد و احزاب برمىآيد، بسيارى از مؤمنان از ايمانى ضعيف برخوردار بودند. نسبت دادن ناخوشايندى به همه مؤمنان در اين آيه، به همين دليل است. سه- مؤمنان در صدر اسلام به دليل جمعيت و سلاح اندك، نبرد با مشركان را به ضرر اسلام و مسلمانان مىپنداشتند و تأخير آن را تا كسب آمادگى لازم، به صلاح آنان مىدانستند. چهار- در اثر تربيت اسلامى، صفت رأفت و شفقت در مؤمنان رسوخ پيدا كرده بود. از اين رو، به جنگ با مشركان كه به كشتن آنان منجر مىشد، راضى نبودند و دوست داشتند با مسالمت و دعوت، آنان را هدايت كنند. ٢ كُتب عليكم القتال و هو كُره لكم ١. مجمع البيان ١- ٢/ ٥٤٩.* ٢. الميزان ٢/ ١٦٤- ١٦٥.
٣. مصلحت جهاد و مفسده ترك آن براى مؤمنان: چون در جهاد، «احدى الحسنيين» يعنى پيروزى و غنيمت، و شهادت و بهشت نهفته است، براى مسلمانان منشأ خير است و انجام آن مصلحت دارد و از آنجايى كه در ترك آن، خوارى و محروميّت از غنيمت و پاداش اخروى است، براى مسلمانان شرّ است و مفسده دارد. ١ چون مؤمنان هم از جهاد كراهت داشتند و هم به صلح و مسالمت علاقهمند بودند، خداوند متعال براى تخطئه كردن اين دو صفت و اينكه ملاك مصلحت و مفسده، دوست داشتن و نداشتن آنان نيست، واژه «عسى» را همراه با دو جمله مستقل بيان فرمود. ٢ عسى أن تكرهوا شيئاً و هو خير لكم و عسى أن تحبّوا شيئاً و هو شرّ لكم ١. مجمع البيان ١- ٢/ ٥٤٩.* ٢. الميزان ٢/ ١٦٦.
٤. تشويق مؤمنان به جهاد: اين آيه مؤمنان را به جهاد ترغيب مىكند؛ زيرا اگر به نادانى خويش و دانايى خداوند نسبت به مصالح و مفاسد حقيقىشان پى بردند و نيز دانستند كه خداوند متعال بندگان را جز به آنچه كه خير و صلاح آنان در آن است، مأمور نمىكند، بايد تسليم خداوند باشند و