جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٢
سرپيچى از فرمان موسى (ع) در جهاد با دشمن، مىتواند نشانگر اين باشد كه عامل سرپيچى بنىاسرائيل، اين عقايد نادرست بوده است.
فاذهب انت و ربّك فقاتلا إنّا هاهنا قاعدون ١. الميزان ٥/ ٢٩٢.
بنىاسرائيل:
لجاجت ١؛ اهانت ٣؛ ترس ٤؛ عقيده ٥ ترس:
آثار ٤ تمرّد: ١، ٢ عوامل ٤، ٥ قَالَ رَبِ إِنىِ لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسىِ وَ أَخِى فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَ بَينَ الْقَوْمِ الْفسِقِينَ (٢٥)
[موسى] گفت: پروردگارا، من جز اختيار شخص خود و برادرم را ندارم؛ پس ميان ما و ميان اين قوم نافرمان جدايى بينداز.
١. شكايت و عذرخواهى موسى (ع) به پيشگاه پروردگار براى سرپيچى بنىاسرائيل از فرمان جهاد: جمله «رب إنّى لا أملك الّا نفسى و أخى» در ظاهر، خبر و در معنا، انشاء است. موسى (ع) با اين سخن، اندوه و شكايت خود را با خداوند در ميان مىگذارد و از پيشگاه او عذرخواهى مىكند و از سرپيچى قومش از فرمانش- كه از ناحيه پروردگارش به آنان ابلاغ كرده است- بيزارى مىجويد. ١ شكايت موسى (ع) به پروردگار، در حقيقت، يارى خواستن از او براى انجام اوامر الهى است. ٢ قال ربّ إنّى لا املك إلّانفسى و اخى ١. المنار ٦/ ٣٣٥.* ٢. الميزان ٥/ ٢٩٤.
٢. قدرت و اقتدار فرمانده، در گرو اطاعتپذيرى نيروهاى تحت امر: جمله «إنّى لا أملك الّا نفسى و اخى» كنايه از ناتوانى موسى (ع) بر وادار كردن جز خود و برادرش، هارون، براى انجام فرمان الهى است؛ يعنى من، تنها، قدرت وادار كردن خود و نيز برادرم، هارون را- كه خود، پيامبر و