جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٨
أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِينَ قِيلَ لهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنهُمْ يخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْ لَا أَخَّرْتَنَا إِلىَ أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَ الاْخِرَةُ خَيرٌ لِمَنِ اتَّقَى وَ لَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا (٧٧)
آيا نديدى كسانى را كه به آنان گفته شد: [فعلًا] دست [از جنگ] بداريد، و نماز را برپا كنيد و زكات بدهيد، و [لى] همين كه كارزار بر آنان مقرّر شد، بناگاه گروهى از آنان از مردم [: مشركان مكه] ترسيدند مانند ترس از خدا يا ترسى سختتر، و گفتند: پروردگارا! چرا بر ما كارزار مقرر داشتى؟ چرا ما را تا مدّتى كوتاه مهلت ندادى؟ بگو: برخوردارى [از اين] دنيا اندك، و براى كسى كه تقوا پيشه كرده، آخرت بهتر است، و [در آنجا] به قدر نخ هسته خرمايى بر شما ستم نخواهد رفت.
برخى از مسلمانان به دليل فشار و آزار مشركان در مكه خواهان جنگ با آنان بودند، امّا تشريع جهاد در مدينه و فراخوانى براى رفتن به بدر براى آنان ناگوار آمد. از اين رو، اين آيه نازل شد. ١ ١. مجمع البيان ٣- ٤/ ١١٩؛ المنار ٥/ ٢٦٢.
١. لزوم كسب توان رزم براى جهاد با دشمن: «كفّالايدى» (دست نگهداشتن)، كنايه از خوددارى از جنگ است. مسلمانان از آن رو در مكه از جنگ با مشركان، منع و به اداى نماز و پرداخت زكات مأمور شدند كه استخوانبندى دين محكم گردد و آنگاه خداوند به آنان اذن جهاد دهد؛ زيرا دست به شمشير بردن پيش از قوت دين، موجب متلاشى شدن اركان و اجزاى آن مىشد. ١ الم تر الى الذين قيل لهم كفّوا ايديكم ١. الميزان ٥/ ٦.