جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
١. پندگيرى از نافرمانى بنىاسرائيل از جنگ: از آنجا كه اين آيه با آيات پيشين- كه مسلمانان را به قتال، امر و به جهاد مالى، تشويق مىكرد- در ارتباط است، فهميده مىشود كه خداوند متعال با سرزنش كردن گروهى از بنى اسرائيل كه مأمور جنگ شدند، اما نافرمانى كردند، مسلمانان را از سرپيچى از فرمان قتال برحذر مىدارد. ١ الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل ... فلمّا كُتب عليهم القتال تولّوا إلّاقليلًا منهم ١. الكبير ٦/ ١٧٠؛ مجمعالبيان ١- ٢/ ٦١٠.
٢. ادعاى بدون عمل اشراف بنى اسرائيل براى جهاد: مراد از «ملأ»، اشراف است. ١ از اينكه اشراف و مرفّهان بنى اسرائيل، خود، پيشنهاد جنگيدن در راه خدا را مطرح كردند، ليكن پساز امر به قتال جز اندكى نافرمانى كردند، معلوم مىشود كه اكثريت اشراف و مرفهان، تنها، ادعا مىكنند و مرد جهاد و قتالِ در راه خدا نيستند. ٢ الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل ... فلمّا كتب عليهم القتال تولّوا إلّاقليلًا منهم ١. مجمعالبيان ١- ٢/ ٦١٠.* ٢. نور ١/ ٤٨٧.
٣. نقش آمادگى براى جهاد در صدور فرمان آن: تا زمانى كه بنىاسرائيل، خود، براى جهاد در راه خدا اعلام آمادگى نكردند، فرمان جهاد صادرنشد. ١ اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً نقاتل فى سبيل اللّه ١. راهنما ٢/ ٢٤٦.
٤. ضرورت وجود فرمانده در جنگ: مجزوم بودن «نقاتل»، نشانه تقدير شرط است و آن اينكه اگر فرماندهى براى ما تعيين كنى، خواهيم جنگيد. بنابراين، اگر وجود فرمانده ضرورت نداشت، نبايد بنى اسرائيل جنگيدن را به وجود او مشروط كنند. ١ ابعث لنا ملكاً نقاتل فى سبيل الله ١. مجمع البيان ١- ٢/ ٦٠٩؛ راهنما ٢/ ١٧٤.
٥. در راه خدا بودن، ملاك ارزش پيكار: فى سبيل اللّه بودن، ملاك ارزش پيكار و جنگ است. ١ در اين آيه، قتال دو بار به قيد «فى سبيل اللّه» مقيد شده است.
ابعث لنا ملكاً نقاتل فى سبيل اللّه ... و ما لنا ألّا نقاتل فى سبيل اللّه ١. راهنما ٢/ ١٧٤.
٦. نصب فرماندهان نظامى، بر عهده رهبران الهى: رجوع بنىاسرائيل به پيامبر و