جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦٦
١. نصرت خداوند، مانع فريب و نيرنگ احتمالى دشمن در سايه صلحطلبى: اين آيه به آيه قبل متصل است و به منزله پاسخ پرسشى است كه ممكن است مطرح شود. توضيح اينكه خداوند در آيه قبل به پيامبر (ص) امر كرد كه صلح پيشنهادى دشمن را بپذيرد و اين فرمان اين پرسش را مطرح مىكند كه ممكن است تمايل دشمن به صلح، فريبى براى گمراه كردن مؤمنان باشد تا در فرصت و شرايطى مناسب بر آنان يورش آورد. خداوند در پاسخ مىفرمايد: اينكه تو را [در آيه قبل] به توكل امر كرديم، براى اين بود كه اگر دشمن خواست [در سايه صلحطلبى] تو را فريب دهد، خداوند تو را كافى خواهد بود. ١ و إن يريدوا أن يخدعوك فإنّ حسبك اللّه ١. الميزان ٩/ ١١٨.
٢. رزمندگان متوكل، برخوردار از حمايت اسباب معنوى: اين آيه دلالت مىكند كه اسبابى وراىِ اسباب طبيعى و عادى- كه براى ما مكشوف است- موافق با صلاح بنده متوكل در جريان است؛ هرچند اسباب عادى و طبيعى به او خيانت كنند و او را در رسيدن به مطلوب حقش يارى نرسانند. ١ و إن يريدوا أن يخدعوك فإنّ حسبك اللّه ١. الميزان ٩/ ١١٨.
٣. مانع نبودن احتمال فريب كافران در سايه صلحطلبى، از پذيرش صلح پيشنهادى آنان: جمله «إن يريدوا ...» توضيحى است براى جمله «فاجنح لها» در آيه قبل؛ يعنى اى پيامبر (ص) وظيفه تو اين است كه صلح پيشنهادى را بپذيرى و اگر كافران قصد نيرنگ داشتند، خداوند تو را از شرّ آنان حفظ مىكند. بنابراين، مبادا بر اثر اين احتمال كه شايد آنان در صدد اغفال مسلمين هستند، پيشنهاد صلح را نپذيرى.
گفتنى است با توجه به آيه ٥٨ معلوم مىشود اگر قرائن و شواهدى براى اين احتمال (خدعه و نيرنگ) وجود دارد، بايد از پذيرش صلح امتناع كرد. ١ و إن يريدوا أن يخدعوك فإنّ حسبك اللّه ١. راهنما ٦/ ٥٤٧- ٥٤٨.
٤. تأييد پيامبر با نصرت الهى و مؤمنان، گواهى بر كفايت كردن خداوند براى ايشان: جمله «هوالذى أيّدك بنصره و بالمؤمنين» به منزله احتجاج و استدلال بر