جهاد در آيينه قرآن(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦١
شنيدن سخنان يوشع و كالب، حضرت موسى (ع) را مخاطب قرار دادند تا بىاعتنايى و بىتوجهى خود را به دعوت آن دو نفر اعلام كرده باشند. ١ قالوا يا موسى إنّا لن ندخلها ١. راهنما ٤/ ٣٢١.
٣. رفتار اهانتآميز بنىاسرائيل با موسى (ع) پس از صدور فرمان جهاد: در اين آيه چند برخورد اهانتآميز بنىاسرائيل با موسى (ع) نهفته است: يك- به جاى پاسخ گفتن به فراخوانى دو مرد خدا ترس، خطاب را متوجه موسى كردند.
دو- [بر خلاف اطناب سابق] به اختصار به حضرت پاسخ گفتند و ايجاز پس از اطناب در مقام تخاصم، براى تفهيم اين معناست كه از گفتوگو با وى خسته شدهاند. سه- سخن خود را در نافرمانى تكرار كردند و با افزودن واژه «ابداً» تأكيد نمودند. چهار- بىادبى را به نهايت رساندند و گفتند: تو و پروردگارت برويد بجنگيد، ما همين جا نشستهايم. ١ قالوا يا موسى إنّا لن ندخلها ... إنّا هاهنا قاعدون ١. الميزان ٥/ ٢٩٢.
٤. هراس از برخورد با دشمن، دليل سرپيچى بنىاسرائيل از فرمان جهاد: دليل اينكه بنىاسرائيل بر سرپيچى خويش از فرمان جهاد تأكيد ورزيدند، اين بود كه اهل جهاد و جنگ نبودند ١ و از نبرد با «جبارين»- كه قوى و نيرومند بودند- هراس داشتند و به وعده نصرت الهى بى اعتماد بودند. ٢ قالوا يا موسى إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها ١. المنار ٦/ ٣٣٤.* ٢. مجمع البيان ٣- ٤/ ٢٧٩.
٥. عقايد نادرست بنىاسرائيل در باره خداوند، عامل سرپيچى از فرمان جهاد: از جمله «فاذهب انت و ربّك فقاتلا» به روشنى فهميده مىشود كه بنىاسرائيل مانند بتپرستان از مشبّهه بودهاند و مىپنداشتند خدا موجودى شبيه انسان است؛ زيرا بنا به نقل قرآن [: آيه ١٣٨ سوره اعراف] آنان پس از عبور از دريا و مشاهده قومى بتپرست، از موسى خواستند كه براى آنان نيز خدايانى چند قرار دهد. اعتقاد به جسمانى بودن خداوند، همواره در ميان يهوديان بوده و هست. ١ بيان اين اعتقاد باطل پس از تأكيد مجدد بر